تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
مؤلف درين تذكره تراجم شعراى سلف را غالبا باختصار و بعضى را سهوا بتكرار آورده است ، مثلا در ( ص 26 ) مىنويسد كه : « سيد معين الدّين حسن اشرفى سمرقندى عليه‌الرحمه شاعر متين بوده ، او راست : ( هفت بيت ) و باز در ( ص 80 ) آورده است كه : « حسن اشرفى سمرقندى از قدما بوده ، اين دو بيت ازوست » . در قسمت اعظم اين تذكره فقط نام شاعر ذكر شده و شرح حال ازو مسطور نيست ، مثلا : « قاضى ابو البركهء سمرقندى حاوى جميع فنون بوده ، ازوست ( 6 بيت ) » . « مولانا ابلهى اين بيت ازوست » . ولى تراجم عرفا را نسبة مفصل آورده است : در سبب تأليف و بيان حال خود گويد : « . . . امّا بعد چنين گويد احمد على هاشمى سنديلهء ولد شيخ غلام محمد بن فضيلت مآب مولوى محمد حاجى طاب مضجعه . . . كه از سن سيزده چهارده‌سالگى الى يومنا هذا كه همگى پنجاه و چهار مرحله از عمر طى گشته ، اكثرى از شعر و غزل به نظر درآوردم و اوقات شبانه‌روزى خود را مصروف اين فن داشتم ، و از مطالعهء دواوين گاهى خود را معاف نمىداشتم ، چون به زبان فارسى و سياق كلام و محاورهء روزمرّهء اين زبان چندان بلديت نداشتم ، و فرصت دست نمىداد كه از زبان‌دانان كسب اين معنى كنم ، از اكثر اصطلاح و استعاره و محاوره عاجز و عاطل مىماندم . و تلذّذ با عدم بضاعت نوعى كه بايد و شايد بكام جان نمىرسيد . از مشيت الهى در اوضاع والد بزرگوارم از گردش فلكى اختلال كلى واقع گرديده ، بنده از صغر سن از خانه برآمده بغربت افتادم ، رفته رفته كه بيان آن طول دارد ، در خدمت مغفور شهيد نواب عزت الدوله ميرزا حسن سهراب جنگ طاب ثراه كه خلف الصدق ميرزا محمد محسن كه برادر كلان نواب صفدر جنگ بودند رسيدم . ايشان از راه قدردانى كه در طبع و نهاد بزرگ‌زادگان و بزرگ منشان وديعت است ، به آيين شايسته و بحرمت تمام مجوز ملازمت بنده بجناب نواب ذو الفقار الدوله ميرزا نجف خان بهادر غالب جنگ الحسينى گرديده ، بمرسوم تميز داخل رسالهء پادشاه