تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
مغنى نما بر حجازم رهى * بتحقيق ده از مجازم رهى بيا همدمى از سه‌گاهم بيار * كه دارم هواى سفر زين حصار
« عرفات ، برگ 398 » جهانگير پادشاه در توزك خويش آنجا كه بشرح احوال رسول خود خان عالم در دربار شاه‌عباس كبير مىپردازد و از تحفى كه وى با خود به هندوستان آورده نام مىبرد ، چنين مىنويسد : « از نفائس و نوادر روزگار كه خان‌عالم آورده ، و الحق از تأييدات طالع او بوده كه چنين تحفه‌يى بدست افتاده ، مجلس جنگ صاحبقران است ( - امير تيمور گوركان ) با توغتمش خان ( - پادشاه دشت قبچاق ) و شبيه آن حضرت و اولاد امجاد و امراء عظام را كه در آن جنگ بسعادت همراهى اختصاص داشتند كشيده و نزديك بهر صورتى نوشته كه شبيه كيست ، و اين مجلس مشتملست بر دويست و چهل صورت ، و مصوّر نام خود را خليل ميرزا شاهرخى نوشته ، كارش بغايت پخته و عاليست ، و بقلم استاد بهزاد مناسبت و مشابهت تمام دارد ، اگر نام مصور نوشته نبودى ، گمان مىشد كه كار بهزاد باشد ، و چون بحسب تاريخ او پيشترست ، اغلب ظن آنكه بهزاد از شاگردان اوست ، و بروش او متفق گشته . اين گرامى تحفه از كتابخانهء عليّين مكانى شاه اسماعيل ماضى و يا از حضرت شاه‌طهماسب به سركار برادرم شاه‌عباس انتقال يافته ، و صادقى نام كتابدار ايشان دزديده ، بدست شخصى فروخته ، قضا را در صفاهان اين مجلس بدست خان‌عالم مىافتد ، و بشاه نيز خبر مىرسد كه او چنين تحفه‌يى بدست آورده و بهم‌رسانيده ببهانهء تماشا ازو طلب مىفرمايند ، خان‌عالم هرچند خواست كه بلطائف الحيل بگذراند ، چون مكرّر بمبالغه اظهار فرمودند ، ناگزير به خدمت ايشان فرستاده ، شاه به مجرد ديدن شناخته‌اند ، روزى نزد خود نگاه داشته‌اند ، غاية چون توجه خاطر ما را با مثال اين نفائس مىدانند كه در چه مرتبه است ، از خواستن نيز در كلّى و جزوى به حمد اللّه كه مضايقه نيست ، حقيقت را به خان‌عالم ظاهر ساخته ، باز بمشار اليه لطف نمودند » ( توزك جهانگيرى ، ص 288 )