تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
غايت در آگره موجود بود ، و گاهى وى را مىديديم ، از عمرش يك‌صد و سه سال گذشته بود ، امّا هنوز بنيهء قوى داشت ، و تردد بفراغت مىكرد ، و در ملازمت جهانگير پادشاه مىبود ، و خدمت پدر و جدّ ايشان كرده ، در اول هزار و بيست و چهار درگذشته » « عرفات العاشقين ، برگ 594 » در فهرست بادلين ( ص 3 و 4 ) اين عبارت مذكورست كه : « فهرست اسامى شعرا كه درين دفتر ثالث تذكرة الشعراء ايراد نموده شده در مدح و مذاكرهء حضرت خلافت پناه ظل‌اللّه نور الدّين محمد جهانگير پادشاه عادل . . . الخ » . و در ص 5 مسطورست كه : « تقديم و تاخير كه در اين مجمع الشعراى جهانگيرى واقع شده باشد بىوجوه نخواهد بود ، يا از رهگذر سيادت يا از رهگذر منصب پادشاهى و عزت آن و يا تأخير الزمان و يا تأخير جامعيت است ، هرجا كه تقديم و تأخير شده باشد شرف المكان بالمكين است . بر اهل عرفان معلوم و هويداست اگر سهو كاتب يا سهوى كه لازمهء پيرى است واقع شده باشد ، بذيل عفو و مرحمت خواهند پوشيد و اصلاح خواهند فرمود » . وى در مقدمه از استاد خود مولانا قاسم ( يعنى قاسم كاهى متوفى 988 ) ياد مىكند ، و دربارهء خود مىگويد كه به عكس شعرايى كه تمام عمر خود را صرف مطلق فن شعر مىكنند ، وى بيشتر اوقات عمر خود را مصروف باكتساب هنر كرده است ، و غرض او همان هنرهاى تذهيب و مجلّدى و رنگ‌آميزيست كه تقى الدّين اوحدى در طى احوالش مذكور داشته است . بارى از اين مقدمات چنين نتيجه مىگيريم كه چون اين قسمت از تذكرهء او كه در فهرست بادلين مذكورست ، دفتر ثالث و مخصوص شعرائيست كه جهانگير پادشاه را مدح گفته‌اند ، و بقول تقى اوحدى وى خدمت پدر و جدّ جهانگير را هم كرده است ، دور نيست كه تذكرهء وى دفتر اولش در ذكر شعراى معاصر و مداح همايون پادشاه باشد ، از قبيل قاسم كاهى كه استاد او بوده است ، و دفتر دوم در ذكر شعراى معاصر و مدّاح اكبر پادشاه ، و دفتر سوّم بكيفيتى كه گذشت .
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 143 | أحمد گلچين معانى