و روايت ريو بدست شاه على بن عبد العلى انجام گرفته ، و شروع مىشود به اين عبارت :
« بعد از حمد معبود و درود بر نبى عاقبت محمود ، نموده مىآيد كه فصيحترين زبانى كه از آن شاعران حكمت شعار بلطائف گفتار آيند . . . »
مترجم در مقدمهء مختصر آن مىگويد كه چون زبان فارسى را در كتابت و تكلّم ، ادبا بر زبان تركى رجحان مىدهند ، خاصه در زمان سلطان زمان سلطان دين محمد ازينرو برحسب خواهش بعضى از دوستان تذكرة الشعراء مير عليشير را به فارسى نقل نموده است .
و دين محمد مذكور از سلاطين اوزبك ماوراءالنهر و پسر جانى بيگ خواهرزاده عبد اللّه خان اوزبك است ، در زمان سلطنت عبد اللّه و عبد المؤمن يك قسمت از خراسان را داشته است ، و بعد از وفات عبد المؤمن خان در سال 1006 ه . ق . در هرات بتخت خانى نشست . ولى پس از اندكى از شاهعباس اول شكست فاحش يافته ، و به ماوراءالنهر گريخت ، و در حين فرار وفات يافت . ( رجوع شود به مرآة العالم و تاريخ مغول تأليف هوارت )
برحسب توصيفى كه ريو از اين نسخه مىنمايد ، طول نسخه 2 / 1 7 انچ و عرض آن 2 / 1 4 و هر صفحه سيزده سطر است ، به خط نستعليق ظريف ، ظاهرا در قرن يازدهم كتابت شده باشد .
و اين ترجمه مشتملست بر هفت مجلس از مجالس هشتگانهء مجالس النفائس ، و مجلس هفتم نيز در وسط بعد از شرح احوال ميرزا الغ بيگ منقطع مىشود » .
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 126
مساهمون: أحمد گلچين معانى
ص١٢٦