بود . و در سنهء هزار و بيست و هشت خبر فوت وى مسموع شد » ( برگ 626 ) .
در دنبال شرح حال رونقى همدانى افزوده است كه : « و از آنجا ( - اجمير ) به دكن رفت ، و از خواجه بيگ ميرزا منتفع شده به عراق برگشت ، و باز به هند آمد ، مدتى بود و در هزار و سى و هشت درگذشت » ( برگ 272 ) .
در ذيل ترجمهء انور لاهورى مىنويسد : « و او را در سنهء 1029 در مندو ديديم » ( برگ 129 ) .
در پايان ترجمهء درويش جاويد نوشته : « ثانى الحال وى را در اردوى جهانگيرى به منداو ( - مندو ) دريافتيم ، و در سنهء هزار و بيست و هشت نيز در گجرات ديديم كه مثنوى مولوى را تتبع مىنمود بسيار بروش گفته بود » ( برگ 194 ) .
در 14 رجب سال 1036 تذكرهء كعبهء عرفان را كه خلاصهايست از عرفات مقابله و تصحيح كرده است . ( ر ك : كعبهء عرفان در همين كتاب )
بنابراين تذكرهنويسانى كه تاريخ وفات مؤلف عرفات را يكى از سالهاى 1030 - 1031 - 1036 نوشتهاند بخطا رفتهاند ، و من كه بارها عرفات را از آغاز تا انجام ديده و بدقت در آن گرديدهام . بضرس قاطع مىگويم كه تقى الدّين اوحدى تا سال 1042 هجرى در قيد حيات بوده ، و با قرائنى كه بدست داديم باحتمال قوى ازين تاريخ ببعد شمع حياتش خاموش گشته است .
قسمت عصرى تذكرهء عرفات بسيار مهم و باارزش است و بخصوص در مورد شعراى ايرانى مقيم هند بر تذكرهء خلاصة الاشعار ترجيح دارد . چه تقى كاشى احوال اين قبيل شعرا را از مسافرانى كه از هند به ايران مىآمدهاند شنيده بوده ، و حال آنكه تقى اوحدى خود در هند بوده و غالب ايشان را از نزديك مىشناخته و با آنان مصاحبت داشته است .
بعد از تقى اوحدى كليهء كسانى كه تذكرهء عمومى نوشتهاند عيال وىاند ، كه بكتاب عظيم او دستبرد زدهاند ، و بيشترشان نه تنها نام عرفات را در شمار مآخذ خود مذكور نداشتهاند ، بلكه مؤلف آن را هم در عداد شعراى تذكرهء خويش نياوردهاند .
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 9
مساهمون: أحمد گلچين معانى
ص٩