و ثبت تواريخ دقت بسيار داشته ، و پس از اتمام عرفات تا سال 1042 وفيات معاصران را در كتاب خود ثبت مىكرده ، و از هر شاعرى كه بعدا ديوانى به دستش مىافتاده در ذيل ترجمهء او ثانيا مذكور مىداشته و بر منتخبات اشعار وى مىافزوده ؛ مثلا در پايان ساقىنامهء حكيم پرتوى نخست نوشته بوده كه : « از اشعار وى جز اين ساقىنامه كم به نظر رسيده » ، و ثانيا افزوده است كه : « و درين عهد قصيدهيى چند مع غزلى بسيار ازو به نظر آمد و منجّز شد كه ديوانى داشته » ( برگ 146 ) .
در احوال خواجه جان خوافى مىنويسد : « . . . و ملا خواجه جان مذكور را نيز كه واقعهنويس و ديوان بود ، بواقعات بديع در ديوانى متهم كردند ، و از احمدآباد در اواخر سنهء 1030 تغيير نمودند . اما وى در سنهء 1037 حين دولت شاهجهان به خواجهء جهان ملقب شده بديوانى و واقعهنويسى احمدآباد مستقلا بار دگر مشغول شد ، تا غايت كه هزار و چهلست ( 1040 ) باستقلال عاملست . . . » ( ر ك : برگ 229 ) .
تاريخ فوت خان اعظم عزيز كوكه را در 1036 ه . ثبت كرده است ( ر ك :
برگ 223 ) ، و تاريخ فوت زكى همدانى را در 1034 ( برگ 278 ) ، سعد اللّه سعيد تونى را بسال 1031 در گجرات ديده ( برگ 323 ) ، در ذيل ترجمهء شيداى قندهارى آورده است كه : « در اجميرش حالت التحرير سنهء 1030 ديدم ( برگ 389 ) ، و در همين سال ( 1030 ) مونسى ششترى را در بندر سورت ملاقات كرده است ( برگ 730 ) .
در باب دواوين حكيم ركنا مسيح كاشى مىنويسد : « و ديگرى كه ديوان ثالث است تا غايت كه نوروز هزار و بيست و شش است همه قريب سههزار بيتى شده باشد ، و قايل يك سالست كه به اجمير آمده بشرف خدمت استيناس پذيرفته . . . الخ » ( برگ 713 ) .
در پايان ترجمهء اسد قصهخوان افزوده است كه : « و در سنهء 1027 كه آن شهريار ( - جهانگير ) از گجرات به آگره برگرديد ، وى در راه بگذشت » ( برگ 212 ) .
در ذيل احوال كامل جهرمى آورده كه : « در حالت ابتداى اين تحرير در آگره
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 8
مساهمون: أحمد گلچين معانى
ص٨