تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
چون در دربار سلطان سمت طبابت داشته بعنوان حكيم شاه معروف بوده . . . و اين مترجم هم مانند فخرى هراتى يك‌فصل بر اصل كتاب افزوده است ، يعنى فصول كتاب را بهفت بهشت تقسيم نموده ، و ترجمهء مجلس هشتم را كه مشتمل بر ذكر احوال سلطان حسين بايقراست ، بنقل مختصرى از احوال او در بهشت هفتم اكتفا كرده ، و كليهء اشعار تركى او را حذف كرده ، و در عوض فصلى را كه خود اضافه كرده « بهشت هشتم » ناميده است ، و آن را به دو روضه تقسيم كرده : روضهء اول در ذكر شعراى ماضى قبل از زمان سلطان سليم خان ، و روضهء دوم در ذكر سلطان مذكور و شعراى دربار او . امّا روضهء اول بيشتر از بهارستان جامى اقتباس شده ، و در غالب موارد مطالب و اشعار را عينا از آن كتاب نقل نموده ، و ظاهرا قدر و قيمت تاريخى مهمّى ندارد ، و در بسيارى از موارد باشتباهات و سهوهاى غريب دچار شده است . ولى روضهء دوم بهترين و مهمترين قسمت اين كتابست ، و مطالب بديع و اطلاعات نفيسى را متضمن است ، كه خاص اين كتاب مىباشد ، و مطالبى دارد نادر كه در ديگر تذكره‌ها يافت نمىشود ، زيرا شرح احوال كسانيست كه معاصر با مؤلف بوده‌اند . علاوه بر آن در متن ترجمه نيز اضافات و الحاقاتى دارد كه آنها نيز در حد خود بسيار نافع و ذىقيمت مىباشند ، از جمله در بهشت ششم ذكر چهل تن از شعراى عراق و آذربايجان را نموده است كه در عهد سلطنت سلطان يعقوب آق‌قوينلو و در دربار او مىزيسته‌اند ، كه آن را نيز بر اصل تركى ( مجالس النفائس ) اضافه كرده ، و از آن جمله شرح حال نسبة مفصلى از مولانا جلال الدّين محمد دوانى عالم بزرگ نيمهء آخر قرن نهم را دارا مىباشد كه استاد خود مترجم بوده است . سبك انشاء اين ترجمه بفصاحت و روانى ترجمهء فخرى هراتى نيست ، و آن حسن انسجام و سلاست را ندارد ، التزام به سجع‌هاى بارد و تجنيسات متكلفانه ، تأثير لغت محيط او را در عبارت فارسى وى ظاهر مىسازد ، ولى مع‌ذلك ساده و روان و خالى از تركيبات معقّد و لغات نامأنوس است » « ص : ل - لا » .