تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
هزار و شصت و دو كه بنده وارد هند شد « 1 » ، در بندر سورت اقامت نموده بود ، و در همان ايام كشتى عمر بغرقاب فنا داد » ؛ و در ذيل مير برهان ابرقوهى مذكور داشته كه در همين سال مقيم دولت‌آباد هند بوده است . در احمدآباد گجرات پسران مير فايض حسين نطنزى و ميرزا يوسف قزوينى را ملاقات كرده ، در ذيل صفائى شوشترى ( م : 1074 ) آورده است كه : « بعد از مراجعت از مكه و مقابله نمودن كتب حديث در خدمت سيد اجل سيد نور الدّين رحمه اللّه ، مدتى در شوشتر با هم بوديم » ( اين عبارت را در هامش ترجمهء صفائى به خط خود افزوده است ) . در ترجمهء شاه باقراى مشهدى آورده كه : « اتفاق صحبت شريفش در تحت قبهء متبركهء حضرت امام حسين صلوات اللّه و سلامه - عليه واقع شد ، و از آنجا تا قريب بصره رفيق بود ، و چند روزى باز در بصره و در بندر سورت از صحبت فيض بخشش مستفيد بود » . و ازين دو فقرهء اخير معلوم مىشود كه پس از زيارت حرمين شريفين و عتبات عاليات در سال 1062 از بندر سورت وارد هندوستان گرديده . در ذيل مقيماى احسان مشهدى نوشته كه : « در سنهء ست و ستين و الف كه مؤلف بشرف زيارت آستان عرش آشيان حضرت امام الجن و الانس مشرف شد مقيما را ملاقات نمود » . هم درين سفر ميرزا رضى دانش مشهدى را ديده و از آنجا به تربت رفته مزار شاه قاسم انوار را زيارت كرده است . در 1067 از هندوستان به ايران رفته و در كشتى سالك قزوينى مصاحب او بوده ، و در همان سال حكيم ركناى كاشى و نظمى بهبهانى را در شيراز ملاقات كرده است و در اصفهان بديدار شاه مجداى طهرانى و صادقا پسر شيخ مؤمن اصفهانى و زيارت مولانا صائب نائل آمده و مولانا در حق وى لطف و شفقت بسيار فرموده . در تاريخى كه معلوم نيست به هند بازگشته و در سال 1076 شروع بتأليف تذكرهء خود كرده و در ذيل مير محمد باقر داماد آورده
هامش
( 1 ) - در كتاب لطيفهء غيبيه كه شرح اشعار مشكل حافظ و تأليف عارف شيرازى است آمده است كه : « در تاريخ هزار و پنجاه و دوم هجرى بنده وارد احمدآباد كه پايتخت صوبهء گجرات است شدم . از جملهء اعزّه كه در آنولا بود . . . » ( ر ك : لطيفهء غيبيه ، ص 125 چاپ سنگى طهران )