تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
بىتكلف كه ميان شاهد خيالش از كمر نازك‌اندامان كشور عقل‌آزمايى باريكتر و حسن عروس فكرش از گل رخسار نازنينان شهرستان هوش‌ربايى نازك‌تر ، نجابت نسبى كه با رياحين كمالات حسبى در يك دسته بسته و شاهدان فضائل خلقى با حوروشان محاسن خلقى در يك پيرهن بجلوه درآورده ، تكلفات منشيانه بر طرف و تعسفات شاعرانه بر كنار كه معنيهاى رنگين و لطيفه‌هاى شيرين به طرز خيالات ظهورى و ميرزا جلال اسير بسيار خوب مىبندد ، و رشادت شاگردى ميرزا جلال بر طاق بلندى نهاده كه دست همت جميع بلندهمتان از وصول به آن كوتاهست ، و در حين تأليف اين مجموعه كه سنهء ست و سبعين باشد ، در جهانگير نگر ترتيب ديوان لطافت بنيان كه سه‌هزار بيت است داده‌اند ، و اقتباس افادات ديگر از آن شمع شبستان مصطفوى بعد ازين از مساعدت بخت مأمول است ، و اين ابيات منتخب ديوان مرتبهء آن مجموعهء كمالات نوع انسانست » . از الهام دويست و يك بيت شعر آورده كه 175 بيت آن ساقىنامه است و 26 بيت بقيه غزليات و مفردات ، فقير مؤلف ساقىنامهء او را در ذيل ميخانه كه در دست تأليف است ثبت كرده‌ام و بيتى چند از غزليات او را ذيلا مىنگارم :
اى بيادت مىكشان افتاده در ميخانه‌ها * از مى شكرت لبالب ساغر و پيمانه‌ها شورش سوداى عشقت بس‌كه در سرها فتاد * وسعت دست جنون شد تنگ بر ديوانه‌ها ديده‌ام از دوستداران بس‌كه دائم دشمنى * گشته‌ام در آشنايى امّت بيگانه‌ها هيچ‌كس الهام از خوبان وفادارى نديد * آه ازين سنگين‌دلان فرياد ازين جانانه‌ها
* * *