ماه نو را ما به روى يار امشب ديدهايم * ما به روى ماه مىبينيم روى ماه را
* * *
كمر نمودى و رفت از ميان قرار مرا * ميان گشودى و دل ريخت در كنار مرا
* * *
مستى سرشار ما منتكش پيمانه نيست * نشئه چون لبريز شد ، دل كمتر از ميخانه نيست
* * *
دلم از فراق خون شد ، تو فراق ديده باشى * برهت غبار گشتم ، ز صبا شنيده باشى
نه حكايتى نه حرفى نه تبسمى ، مبادا * ز زبان بريده ناصح سخنى شنيده باشى
تو غزال عنبرين مو ، تو ز خود رميده آهو * چقدر رميده باشى ، كه بما رسيده باشى
نمونهء ديگر ترجمهء ناظم تبريزى است و در ذيل تذكرهء ناظم مسطورست .
ترجمهء مؤلف :
ميرزا اسماعيل شجاعى مظفرى شيرازى كه ترجمهء مؤلف بقلم اوست ، نامش را محمد بن محمد بن عارف شيرازى نوشته ، و محمد جعفر عرفان شوشترى كه ديباچهنگار جلد ثانيست ، مولانا شاه محمد شيرازى مذكور داشته ، و هر دو او را مرشد و پير و مقرب بارگاه إله و اهل رياضت و عبادت و قدس و تقوى و عرفان و تجرد و فضل و كمال و صاحب فتوى خواندهاند .
و بهطورىكه از قسمتهاى مختلف تذكره برمىآيد ، وى در آغاز جوانى نزد شيخ بهائى تلمّذ كرده است . در ذيل نام ميرادايى يزدى تصريح كرده است كه : « در سنهء