فرط اعتقاد و ارادت بعرب چنان كه در مقدمهء كتاب هم اين احساس و اخلاص خود را به زبان قلم جارى كرده است ، در ترجمهء حكيم ابو القاسم فردوسى طوسى مىنويسد كه :
« زبان گبران را خوبتر مىشناخت و بمدح مجوسيان چنان كه بايد پرداخت » .
( ص 357 )
بارى اين كتاب مستطاب از كتب رايجست و بسال 1292 ه ق در رئيس المطابع شاهجهانى با خط نستعليق و كاغذ زرد كاهى در 584 صفحه بطبع سنگى رسيده است .
ترجمهء مؤلف نيز از ص 474 تا 486 مندرجست ، اجمالا اينكه نام اصلى وى محمد صديق بن حسن بن على حسينى بخارى قنوجى است و نسبش منتهى به امام زين - العابدين عليه السلام مىشود . بسال 1248 در قنوج از سرزمين ميان دو آب گنگ و جمنا ولادت يافته علوم عربيه و ادبيه و منطق و حكمت و فقه و حديث و تفسير را نزد اساتيد نامدار روزگار خود تحصيل كرده و صاحب اجازت گرديده ، در داخلهء هند سفرها كرده و بهوپال را اقامتگاه خود قرار داده و هم در آنجا تأهل اختيار كرده و صاحب دو پسر و يك دختر گرديده ، پسر بزرگ او سيد نور الحسن خان صاحب تذكرهء نگارستان سخن است و پسر خرد وى سيد على حسن خان مؤلف تذكرهء صبح گلشن و ايشان سنى حنفى و در طريقهء نقشبندى هستند . صاحب عنوان بسال 1285 به زيارت حرمين شريفين نايل گشته و در بازگشت اميرالانشاى ملكهء شاهجهان رئيسه بهوپال شده و چيزى نگذشته كه بهمسرى وى انتخاب و بخطاب نواب والاجاه امير الملك سيد محمد صديق حسن خان بهادر بسال 1288 سرمايهء امتياز اندوخته است ، و در حين تأليف اين كتاب نيابت رياست بهوپال را داشته و چهل و چهار سال از سنين عمرش مىگذشته در تفسير و طب و فقه و حديث تأليفاتى بتازى و پارسى دارد كه همه در زمان حياتش در بهوپال بطبع رسيده ، همسر وى نيز از زنان نامدار هند و شاعره و فاضله است و كتاب تاج الاقبال در تاريخ بهوپال از تأليفات اوست . سيد محمد صديق حسن خان در شعر نواب تخلص مىكند و اين اشعار از آثار اوست :
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 754
مساهمون: أحمد گلچين معانى
ص٧٥٤