عتابى تكلو را بتكرار ذكر كرده است ( ص 292 و 302 ) .
ابو تراب بيگ جوشقانى را يك جا با تخلص خودش فرقتى ذكر كرده است و در جاى ديگر فرصتى ( ص 370 و 377 ) .
قرارى گيلانى را نخست فرارى ثبت كرده و در حرف قاف همو را قرارى نوشته است ( ص 371 و 384 ) .
گلخنى قمى را « گلخن » نوشته است ( ص 407 ) .
رباعى معروف قتالى خوارزمى را بنام لطف اللّه نيشابورى ثبت كرده است :
ديشب ز سر صدق و صفاى دل من * در ميكده آن روحفزاى دل من
جامى به من آورد كه بستان و بنوش * گفتم نخورم ، گفت براى دل من
( ص 409 )
اشعار معين مسكين هروى را بنام خواجه معين الدّين سجزى چشتى كه هرگز شعرى به دو نسبت ندادهاند ثبت كرده است ، ( ص 426 ) و اين غلطى است كه پيش از وى يك كتابفروش هندى كرده است .
نجم الدّين دايه را در حرف ميم و « مجد الدّين » نوشته و وفاتش را هم بجاى سال 654 هجرى 954 ثبت كرده است ( ص 433 ) .
مهرى هروى را كه معاصر شاهرخ بوده صاحبهء نورجهان بيگم زن جهانگير پادشاه نوشته است ( ص 449 ) .
كاتب نسخهء مطبوعه نيز با مؤلف در غلطكارى اشتراك مساعى كرده و در دنبال نام نظام استرآبادى ترجمهء احوالى را كه نوشته است مربوط به ملك نصرة الدّين شاه كبود جامه است ( ص 451 ) .
اعتراضات و انتقادات برين كتاب بسيارست كه اگر بخواهم همه را بنويسم سخن بدرازا خواهد كشيد و لذا مطلب را به اينجا ختم مىكنم ، مؤلف اين كتاب از