تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
اشعارش يارى كنند « 1 » ، آن نيز در دار الخلافه به‌نحوىكه در احوالش مسطورست درگذشت . به اعتقاد فقير مؤسس و مهتمم را هيچيك مايه و پايهء آن نبود كه از عهدهء فهم كلام معاصرين كما هو حقه برآيند تا بجرح و تعديل و نقد و تزييف چه رسد . اللّهم آن اجزاء بىمعنى و دفتر ابتر بكجا كاغذ توتيا شد و ظرف حنا « 2 » ، بارى خود در شاعرى طبع متوسطى داشته ، اين چند شعر از انتخاب اشعار او است » . « انجمن خاقان » حاج على اكبر نوّاب شيرازى متخلّص به بسمل آورده است : « اختر اسمش احمد بيگ اصلش از ولايت گرجستان ، و از خانه‌زادان سلاطين صفويه است . مولدش در دارالسلطنهء اصفهان و در خدمت بعضى از اولاد كريمخان از زمرهء مقربان ، و چندى امراء آن سلسله را از چاكران ، و پس از آن مدتى بمنادمت امير جليل نامدار سليمان‌خان قاجار محسود اقران بود ، و در آن اوان بر منظر يكى از وشاقان ماهروى عنبرين موى گل‌عذار آفتاب رخسار آن سركارش نظرى بود ، و گاهى بر پايش بزارى سرى سودى ، و به صرير خامه بر صفحهء نامه بنامش غزلى سرودى ، تا آنكه امير جليل را از اطوار طرفين سوءظنى حاصل ، بلى :
در سوخته پنهان نتوان داشتن آتش * ما هيچ نگفتيم و حكايت بدر افتاد
از اتفاقات در همان اوقات اختر بختش از اوج شادى روى بحضيض نامرادى نهاد ، و ديوانش مطمح نظر امير معظم افتاد ، در اثناى مطالعه با بياتى كه از اشاره گذشته تصريح بنام معشوق شده بود رسيد ، آتش غيرت در كانون خاطرش زبانه كشيد ، و اطفاى آتش غضب را بجز از آب تيغ نديد ، حسب الامر آن امير جليل زبان آن بيچاره بريده آمد و پردهء راز نهانش دريده ، پس از آن به اصفهان شتافت ، و بتحرير تذكره‌يى مشتمل بر احوال و اشعار شعراى معاصرين كه مدتى بود منظور نظر داشت
هامش
( 1 ) - تكملهء انجمن‌آرا كه محمد باقر بيگ نشاطى ترتيب داده ، و در جاى خود مذكور است . ( 2 ) - زهى ناسپاسى كه تراجم انجمن‌آرا را به عين عبارت با اشعار آن برداشته و چنين ژاژى خاييده است .
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 50 | أحمد گلچين معانى