در تعريف او درج كرده ، اين بيت از آنست :
از گلشن حسن تازه سروى * ننشسته بشاخ او تذر وى
آشيان كردن پنج تذرو بشاخ سابقا معلوم شد ، ننشستن هيچ تذرو بشاخ چه معنى داشته باشد ؟ » .
« خزانهء عامره ، ص 447 - 449 »
دختر واله : در تذكرهء صبح گلشن ( ص 350 ) آمده است كه : « گنا بيگم صبيّهء رضيّهء عليقلى خان واله داغستانى و حرم محترم اعتماد الدوله غازى الدّين خان بهادر بود ، كه هريكى از خبيران بصير و بصيران خبير او را گل رعناى گلستان كمال حسن و جمال صورى و معنوى مىانگاشت ، و از غايت لطافت و نزاكت به نوسيرى اشتهار داشت ، يعنى جسمش به وزن نه سير بود ، اگرچه در عظمت و وقار همسنگ كوه مىنمود .
ازوست
تا كشيدى از نزاكت سرمهء دنبالهدار * شد عصاى آبنوسى چشم بيمار ترا
* * *
جگر پرسوز و دل پرخون گريبان چاك و جان بر لب * قضا را شرم مىآيد ز سامانى كه من دارم »
خلاصهء رياض الشعراء
استورى ( 1 : 832 ) دربارهء نسخهء شمارهء ( 657 ) برلين مىنويسد : شامل خلاصهء تراجم تذكرهء مزبورست با انتخاب يك بيت از هر شاعر و محتملا از خود مؤلف » .
اين احتمال بعيد به نظر مىرسد ، چه واله يكبار عرفات العاشقين را خلاصه كرده و با اضافاتى به صورت رياض الشعراء درآورده است . تلخيص مجدد ، آن هم بدين نحو ، خالى از غرابتى نخواهد بود .