تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 667

مساهمون:

ص٦٦٧
شهرت افراشته‌اند ، . . . و بعضى از اكابر حالات و مقالات جمعى ازين طايفه را جمع نموده و در كتب خويش ثبت فرموده‌اند ، چنان كه شيخ العارفين شيخ فريد الدّين محمد العطار كدكنى النيشابورى قدس سرّه در كتاب موسوم به تذكرة الاولياء ، و مولانا نور الدّين عبد الرحمن جامى ره در كتاب مسمّى به نفحات الانس ، و قاضى نور اللّه شوشترى در مجلسى از مجالس المؤمنين و غيرهم . و امّا بعضى از ايشان را سخنان منظوم و طبع موزون بوده ، و برخى بنظم لب نگشوده ، و حضرات مشار اليهم و غيرهم همت والانهمت بر ذكر احوال خجسته‌مآل ايشان گماشته و سخنان منظومهء ايشان را ننگاشته ، و قومى ارباب تذكره نيز در ثبت اشعار شاعرانهء اين فقره كوشيده و از گفتار پراسرار عارفانهء اين طبقهء عليّه چشم پوشيده ، علاوه بر اين بسيارى از اعاظم متأخرين پس از تأليف و تصنيف كتب مذكوره بعرصهء ظهور آمده‌اند كه حالات و مقالات ايشان در آن كتب مسطور بلكه در افواه خلق نيز مذكور نيست . بناء عليه بعضى از اجلّهء اصحاب و اعزّهء احباب اين فقير ضعيف بىمقدار را ترغيب و تحريص فرمودند كه چه باشد كه تذكره‌يى به جهت تبصرهء اهل بصيرت مشتمل بر اطوار و اشعار سلسلهء طريقت و قايدان حقيقت اين طبقهء شريفه جمع نمايى كه طالبان و راغبان طريقهء حقهء طريقت را از حالات اين قوم استحضارى و اعتبارى و آيندگان را تذكارى از خاكسارى حاصل آيد . . . اگرچه اين فرقهء جليله بسيار و اين قوم عاليه بيشمارند ، و هريك گفتار و اشعار بىحدّ و مردارند ، ولى اين فقير از نگارش ابيات شاعرانه و مجاز ايشان چشم پوشيده و در گزارش قليلى از آثار و ذكر اندكى از گفتار عارفانهء اين بزرگان كوشيده ، پس اين كتاب مشتمل است بر افكار شعراى عرفا و عرفاى شعرا . . . الخ » ( ص 4 ) . نثر كتاب اديبانه و فصيح است ، ولى براثر بىدقتيهاى مؤلف اشتباهات زيادى در آن راه يافته ، از جمله نسبت شعر درى دادن به شفيق بلخى مقتول در 174 ( ص 94 ) و بايزيد بسطامى متوفى 261 ( ص 27 ) كه اشعار منسوب بديشان مسلما از سروده‌هاى قرون بعدست . در ثبت تاريخ وفات صاحبان تراجم نيز اشتباهات بسيار روى داده است ، از