توضيحا يادآور مىشود كه فرهنگ مزبور واژهنامهء فارسى به فارسى است ، با استناد به اشعار سخنوران ، مانند فرهنگ جهانگيرى و فرهنگ رشيدى و مجمع الفرس سرورى .
4 - بيشتر اشعار درين تذكره به غلط ضبط شده است ، و چون ذكر همهء آنها را دفترى علىحده بايد ، فقط بذكر يكى دو مورد بسنده مىكنم :
از لطيفى جام و لطف وى بجام * كس نداند اين كدامست آن كدام
( از لطيفى جام و لطف مى بجام ) * گوئى اينجا باده هست جان بلب
گوئى آنجا نيست باده هست جام * ( گويى اينجا باده هست و جام نيست )
( ص 29 )
* * *
بنام آنكه آدم نامهء اوست * همه عالم رقوم خانهء اوست
( خامهء اوست )
رقم خانهاش اجزاى عالم * حروف نامهاش اعضاى آدم
( رقوم خامهاش ) ( ص 338 )
5 - تذكرهء بهجة الشعراء تأليف اسرار تبريزى را « لهجة الشعراء » نوشته است ، ( ص 40 ) و مؤلف ريحانة الادب نيز همين نام غلط را ازو گرفته است ( ج 1 ص 68 ) .
6 - در ترجمهء بختى ( ص 64 ) بنقل از عرفات العاشقين آورده است كه : « زبان وقوع را نغزك سعى مىكرد » .
عبارت عرفات اينست : « زبان وقوع را تتبع مىفرمود » .
7 - مأخذ بسيارى از تراجم را ذكر نكرده و از قلم انداخته است ، از جمله :
ميرزا بابا ( ص 150 ) رمزى ( ص 161 ) سالك ( 172 ) سامى ( 176 ) سرهنگ و سعد اللّه