غمش در نهانخانهء دل نشيند * بنازى كه ليلى به محمل نشيند
21 - عزلتى خلخالى مندرج در ( ص 273 - 274 ) را از « وعّاظين » معروف آذربايجان معرفى كرده است و گويد : باب حادى عشر علامهء حلّى را بعنوان لوازم الدّين از عربى بپارسى ترجمه و تفسير كرده و كتابى هم بنام مشرق التوحيد به زبان پارسى تأليف ساخته . . . » و مأخذ خود را مذكور نداشته و ننوشته است كه وى در چه عصرى مىزيسته .
وى از شعراى نيمهء دوم قرن يازدهم هجريست و دو اثر ديگر هم دارد ، يكى صحايف الوداد و مكاتيب الاتحاد مشتمل بر مكاتيب تازى و پارسى او در پند و اندرز و حكم و اخلاق ، و ديگر هشت بهشت يا قنبرنامه كه ديباچهايست منثور بر هفتبند حسن كاشىساز آملى معروف به حسن كاشى و نسخهء آنها بشمارههاى ( 784 ) و ( 5023 ) در كتابخانهء آستان قدس رضوى محفوظست .
22 - در صفحهء ( 281 س 8 ) كتاب معروف مونس الاحرار را كه تأليف محمد بن بدر جاجرمى است از بدر الدّين جاجرمى نوشته و در صفحهء ( 365 س 9 ) نام كتاب را هم تغيير داده و تحفة الاحرار بدر الدّين جاجرمى ثبت كرده است .
24 - قوسى تبريزى عامى معاصر سام ميرزاى صفوى را با قوسى تبريزى عالم شاگرد آقا حسين خوانسارى و معاصر نصرآبادى را كه صدسال ميانشان فاصله بوده است يكى دانسته و در صفحهء ( 310 ) بعنوان شخص واحد معرفى كرده است : رك : تحفهء سامى ( ص 139 ) و تذكرهء نصرآبادى ( ص 280 ) .
25 - ابو عبد اللّه محمد بن باكويهء شيرازى معروف به بابا كوهى را در شمار عرفاى آذربايجان آورده است ( ص 316 ) .
26 - گوياى تبريزى پسر سامرى است و او شاگرد سامرى نوشته است ( ص 320 ) .
27 - دو بيت معروف ذيل را كه از مصاحب نايينى است با تحريفى بنام مصاحب گنجوى ثبت كرده است .