تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 607

مساهمون:

ص٦٠٧
دانش‌گسترى يافت ، اكثر اوقات انيس و جليس سلطان ذوى الاقتدار مسيّب خان تكلّو مىبود ، و در آن اوقات ارادهء سفر هندوستان نموده بملك دكن شتافته و به خدمت نظام شاه رتبهء عظيم يافته . . . » به‌طورىكه تقى الدّين كاشى مؤلف تذكرهء خلاصة الاشعار و ساير تذكره‌نويسان نوشته‌اند ، مولد و منشاء حالتى تهران بوده ، در اوايل حال در دارالمؤمنين كاشان نزد علامة الزّمان مولانا ابو الحسن به تحصيل پرداخته ، در زمان شاه‌طهماسب به قزوين رفته و چندى در آنجا نيز كسب كمال كرده ازآن‌پس در بقعهء شاهزاده حسين بتدريس مشغول شده و هرگز به هندوستان نرفته است . همو در ترجمهء سيد محمد جامه‌باف مىنويسد : « سيد محمد جامه‌باف از بلدهء هرات است ، و در زمان ايالت محمد خان شرف - الدّين اوغلى در هرات به گفتن اشعار اشتغال داشته و بسيار صاحب استعداد بوده و بيشتر اوقات به گفتن رباعى طبع سيّد مايل بوده » . سيد محمد جامه‌باف از سادات مشهد مقدس است ، در شعر فكرى تخلص داشته و به مير رباعى معروف بوده ، تقى الدّين كاشى گويد : « در اوايل حال شاعرى از خويشان خود رنجيده از مشهد بجانب دارالسلطنهء هرات رفت ، و چندگاه ساحت آن ولايت را بيمن مقدم شريف مشرف داشت ، و در آن مدت با اصحاب حال و ارباب كمال باحسن وجهى سلوك مىنمود ، چنانچه در محل مراجعت بصوب وطن مألوف ، خاطر ايشان از آن مفارقت آزرده گشته ، انواع كلفت و دماغ خشكى به ايشان راه يافت ، و بعد از آن باندك زمانى باز از آنجا به طرف ديار هند شتافت . . . » و ملا عبد القادر بدائونى در جلد سوم منتخب التواريخ ( ص 295 ) آورده است كه : « فكرى - سيد محمد جامه‌باف مشهور به مير رباعى است ، درين وادى خيّام زمانه است ، در سفر جونپور در سنهء ثلث و سبعين و تسعمائه ( 973 ) از عالم رفت ، و « مير رباعى سفر نمود » تاريخ شد » .

ترجمهء مؤلف :

« مفخر الامجاد ، بقية الاكابر ، زبدة الزمان ملك‌شاه حسين غياث سيستانى بغايت
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 607 | أحمد گلچين معانى