از شعراى مثنوى خسرو شيرين به خوبى ميرزا جعفر آصفخان گفته است « 1 » ، و وى در غزل نيز طرز وقوع را نيكو تتبع كرده بود ، بههرحال و بفرض آنكه ابيات مثنوى وى غث و سيمين و يا بقول مؤلف شتر گربه باشد ، تذكرهنويس حق ندارد از جادهء امانت قدم فراتر گذارد و بدخل و تصرف در شعر صاحبان تراجم خود را مجاز شمارد . « 2 »
ترجمهء مؤلف :
« خليل على ابراهيم خان بنارسى مخاطب به امين الدوله عزيز الملك نصير جنگ ، در به دو حكومت سركار انگريزى داروغهء عدالت شهر بنارس بود ، طبع مستقيم و ذهن سليم داشت ، و تذكرهء صحف ابراهيم ازوست .
نه دلم دهد اجازت كه دمى گذارم او را * نتوان و طاقت اينكه نگاه دارم او را
* * *
كارم اى يار مشكل افتادست * كه مرا كار با دل افتادست
* * *
پردهداران ز حسد پرده دران افتادند * ور نه ربط من و او قابل اظهار نبود
لختلخت جگر از چشم ترم ريخته است * دامنم ور نه خليل اين همه گلزار نبود »
« روز روشن ، ص 202 »
خليل غير از خلاصة الكلام و صحف ابراهيم تذكرهيى هم در احوال شعراى ريخته دارد بنام گلزار ابراهيم ، وفاتش در 26 جمادى الاولى سنهء 1208 ه در بنارس واقع شده و در جوار مزار شيخ محمد على حزين لاهيجى در جايى كه قبلا خريدارى و براى اين منظور تهيه كرده بود مدفونست .
هامش
( 1 ) - براى ملاحظهء قسمتى از ابيات اين منظومه بتذكرهء ميخانه رجوع شود .
( 2 ) - نمونهء خوب تراجم خلاصة الكلام در ذيل تذكرة المعاصرين حزين مذكور افتاد .