شخصى نام آن را حديقة الشعراء يا حدايق الشعراء يا حدايق الادب و نظائر آن فرض كردهايم « 1 » ؟
متأسفانه اسم مؤلفش تاكنون بر بنده معلوم نشده ، امّا آنچه مسلّم است وى از رجال نيمهء دوم قرن 12 و نيمهء اول قرن 13 هجرى و باحتمال قوى ايرانى الاصل مهاجر هند بوده و در سنهء 1187 ق قطعا در هندوستان بسر مىبرده و ظاهر اين است كه همانجا اقامت داشته و اين تذكره را هم در هندوستان تأليف كرده و تاريخ تأليفش بعد از « رياض الشعراء » واله داغستانى است ؛ شيوهء تأليفش هم بىمشابهت بسبك رياض الشعراء نيست ، بلكه مىتوان گفت كه در اسلوب تحرير تراجم و كثرت آثار منقوله و احتواء بر فوائد تاريخى و ادبى از قبيل همان تاريخ سلاطين تيمورى هند ، و منشآت اورنگ زيب ، و وقايع حيدرآباد ، و رسالهء خلاصة البديع كه در مسطورات قبل اشاره شد پيروى از شيوهء رياض الشعراء كرده است ؛ شايد در تسميهء كتاب به حديقه . . .
يا حدايق . . . نيز نظر به همان كلمهء « رياض » داشته است ؟
باز ظاهر اين است كه شيعى مذهب اثنا عشرى بوده كه از اين مذهب همه جا با تجليل و تمجيد نام برده و عمل شاه اسماعيل صفوى و ديگر مروّجان آن مذهب را ستوده است ؛ از جمله در ترجمهء حال شاه طاهر دكهنى ( - دكنى ) متوفى 956 مىنويسد « مذهب اثنا عشرى در آن ممالك [ يعنى « دكن » و برسم الخط نسخه در همه جا « دكهن » ] بسعى جميل وى و برهان نظام شاه كه در خدمتش اعتقاد تمام داشت رواج يافت » .
مدايح و مناقب على عليه السلام را هم بسيار آورده است ، حتى اينكه در جزو رباعيات حكيم خيام كه شانزده رباعى از وى نقل مىكند اين رباعى را به دو نسبت مىدهد كه على التحقيق از خيام نيست .
هامش
( 1 ) - بنده نيز پيش از وصول مرقومهء استاد و تطبيق آن با تذكرههاى اوايل قرن سيزدهم همينطور فكر مىكردم ، تا اينكه بعدا معلوم شد « خلاصة الافكار » است « گلچين » .