نبرد دست بسوى نى قلم هرگز * از آنكه يافت يكى در رقم نى و نى را
نوشته است كه « در قافيهء اين بيت قصورى هست :
اگر نه لطف تو دارى نجاتش از طوفان * زمانه كردى تابوت نوح ، كشتى را »
در مورد شعراى متقدم مقيد بوده كه براى هريك داستان عشقى مجعولى بسازد و تذكرهء خود را از اعتبار بيندازد ، و شيخ علينقى كمرهاى كه از شعراى مشهور و دانشمند قرن يازدهم معاصر وى بوده چون اين قسمت از تذكرهء مزبور را از افسانه جدا كرده حقايق تاريخى و اشعار شعراى متقدم را بانتخاب خود مجزا ساخته بوده ، تقى الدّين كاشى از اين عمل وى رنجيدهخاطر گشته و مدتها با او مكابره داشته است .
مؤلف خلاصة الاشعار دربارهء شعراى سلف از مآخذ خود كمتر نام مىبرد « 1 » و پارهيى از منابع و مراجع خود را كه بقلم آورده عبارتست از : چهار مقاله ، المعجم فى معايير اشعار العجم ، حدائق السحر ، تذكرهء دولتشاه ، مجالس النفائس ، تاريخ جعفرى ، تحفه سامى و چند كتاب ديگر و غالبا جغرافياى شهرها را هم نوشته است ، مثلا در ذيل قاسمى اردستانى آورده است كه : « اما اردستان قصبهايست در ميان يزد و صفاهان و كاشان واقع شده و در قديم الايام بعضى اوقات داخل صفاهان و بعضى محل از توابع ولايت يزد بوده ، و در كتاب اسامى بلدان كه يكى از فضلاى روزگار در سنهء خمس و اربعمائه ( 405 ) تصنيف كرده آورده كه . . . الخ » ؛ و در ذيل عاشقى سيستانى گويد كه : « اما سيستان ناحيتى است بزرگ و آن را سجستان نيز گويند و شهر نيمروزش خوانند و در قديم الايام بزابلستان مشهور بوده و در وجه تسميه به اين نامها وجوه
هامش
( 1 ) - مثلا در احوال ادائى اصفهانى مىنويسد كه : « از جملهء شعراى مشهورست و نامش در تذكرهها مذكور » ولى نمىگويد كدام تذكرهها .