با ستارهء خود در جنگ و بواسطهء مهجورى از يار و ياوران و دورى از دلدار و همزبانان دلتنگ بوده ، به جهت مشغولى خاطر بمطالعهء بعضى از دفاتر اقدام مىرفت ، برخى از كلام شيرين متقدمين را كه در اوراق و كتب متداوله كمترك ضبط بود ، و قدرى از سخنان رنگين معاصرين را كه بمذاقم خوب و بسليقهام مرغوب مىآمد ، بر سبيل يادداشت برين اوراق مىنگاشت . چون در ميانهء ياران با مهر مشهور بموزون كردن شعر نيز شده بوديم ، و بههيچوجه در ضبط آن مزخرفات اهتمامى نبود ، لهذا مقدار دويست سيصد بيت از اشعار دلآزار خود را به جهت صدق كلام ياران و برآوردن مرام بعضى از دوستداران كه خواهشمند گرديده بودند ، و نيز چون هيچ گلستانى بىخار و هيچ دلستانى بىآزار و هيچ نورى بىظلمت و هيچ الفتى بىكلفت نبوده ، بمضمون « شكر در باغ هست و غوره هم هست » در خاتمهء اين اوراق ضبط رفت .
چون سعى در ضبط و تحرير اشعار دلكش ديگران بسيار شده ، مىزيبد اگر ياران از تقصير مزخرفات با غل و غش اين فقير چشم پوشيده و در معايب او نكوشيده ، بلكه چون مستحق اصلاحست باصلاح آن كوشند .
چون برحسب فرمودهء جناب مقتداى انام و پيشواى خاص و عام ، نخبة الاعاظم ، مجتهد العصر ، جناب حاجى سيد كاظم رشتى زيّد اللّه فضله ، اين روزها تغيير تخلص داده ، از « عشق » تازه « خراب » شده بوديم ، و نيز از هر قسم چيز در او نوشته شده ، و بانواع تراكيب مختلفه تحرير رفته بود ، به اين مناسبات مسمى به خرابات گشت » .
نسخهء اصل اين كتاب به خط زيباى مؤلف كه شكسته نستعليق را بسيار خوش و پخته و عينا بشيوهء استاد خويش ميرزا عبد الوهاب معتمد الدولهء نشاط اصفهانى مىنوشته ، از حسن اتفاق بدست بنده افتاد و بمبلغى گزاف خريدارى كردم ، و چون نظم اوراق آن در صحافى به هم خورده بود ، شيرازهء آن را گسيخته ، و تراجم را چنان كه مؤلف آورده بود به ترتيب حروف هجا مرتب گردانيدم ، و دو فهرست الفبايى يكى از شعراى ماضى و يكى از شعراى معاصر تنظيم كرده با ترجمهء احوال مؤلف بر آن افزودم ، تا كتابى شد حسابى ، ولى از آنجا كه بنده به سبكبارى و بىتعلقى خو گرفتهام ، چندى پس از نگارش
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 484
مساهمون: أحمد گلچين معانى
ص٤٨٤