تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
الى الآن از آن ولايت مثل او تازه‌گويى برنخاسته ، و در وادى قصيده و مثنوى از نوادر زمانست . مولاناى مذكور در اوايل حال داستانى از مثنوى گفته ، چون مردم بىانصاف پراعتقادى بشعر او نداشته‌اند ، بنام حكيم قطران كه هرگز مثنوى نگفته شهرت دادند ، چنانچه هيچ‌كس از مستعدان عراق و خراسان نبود كه در مجموعه‌ها ثبت ننموده باشند ، چون مثنوى مذكور مقبول طباع و مستحسن سليقه‌ها شد ، هرچند كه مشار اليه مىنمايد كه از منست كسى باور نمىكند ، فامّا مثنوى محمود و اياز و سليمان و بلقيس كه درين ولا در ميان دارد شاهد احوال اوست ، الحق درين دو كتاب كمال فصاحت و بلاغت و نزاكت و نزاهت يافت مىشود ، و از سرگذشت مولانا عرفى كه سرآمد شعراى اين عصرست ، كسى در مثنوى مانند مولانا زلالى نيست ، اما اندكى بىطالع واقع شده‌اند ، و از بىطالعى هيچيك از اكابر اين زمان متكفل تربيت او نمىشوند ، و اگر واقع مىشد ترقى بيش از پيش مىنمود » . ديگر : « [ . . . . ] اسمه عبد الغنى مولدش ولايت انكوان است ، اما در دارالسلطنهء قزوين نشو و نما يافته ، و بعضى اوقات در نجف اشرف و برخى احوال در دارالمؤمنين كاشان تحصيل فضائل نموده ، در حقايق علوم عربيات ماهرست ، و دقايق قبول حكميات بر طبع نكته دانش ظاهر ، بزيور تقوى و طهارت محلى است ، و بفصاحت بيان و طلاقت لسان از اكثر شعرا ممتاز و مستثنى ، شيوهء مخالطت و مجلس آرايى را نيكو مىداند ، در شهور سنهء 977 در دارالمؤمنين كاشان در وادى طلب ثبات قدم مىنمود ، و نزد حضرت سيادت‌پناه امير قريش شرفه و بعضى افاضل اين ديار مقدمات و متداولات مطالعه مىفرمود ، و بعد از آن بهمراهى سيد مشار اليه به عراق عرب رفته قدم از آن مرتبه بالاتر نهاده به تتبع علوم منقول و معقول پرداخت ، و قريب به پنج سال در آن اماكن شريفه جهت تحصيل مراتب علمى رحل اقامت انداخت ، و باز بجانب عراق عجم