خراميده ، چون به قزوين رسيد ، مدتى ديگر ساكن گرديد و توطن نموده گاهى بلوازم شعر و شاعرى و گاهى بقواعد انشا و سخنورى مشغول گشته ، اشعار رنگين و قصايد و منشآت دلنشين بر لوح بيان مىنگاشت ، و در سلك اعاظم اصحاب انشاد و اعالى ارباب انشاء و تأليف منتظم مىبود ، و باز در شهور سنهء 995 به كاشان رفته بواسطهء مخالطت و مصاحبت دستور الوزراء خواجه على بيگ انجدانى در مجلس ولى خان سلطان تركمان راه صحبت يافت ، و هم در آن سال كه جمعى از امراى شاملو به جنگ سلطان مذكور آمده بودند ، و كاشان را محاصره نموده ، چند نوبت از جانبين رسالت كرد ، و پيغام را از هر دو جانب بحسب دلخواه بادا رسانيد ، الحق ربط سخن و سلاست الفاظ لازمهء طبع آن جنابست ، و سنجيدگى كلام و پاكيزگى عبارت ذاتى تكلم او .
اما مولانا در مدح معصومهء آفاق و خديجهء دوران پريخان خانم صبيهء نواب جنتمكانى عليّينآشيانى شاهطهماسب حسينى صفوى قصايد غرّا دارد ، و از حجّاب آن درگاه صلات و عنايات بليغ يافته .
بنده در وقتى كه از قضيهء هايلهء هرات نجات يافته وارد دارالسلطنهء قزوين شد ، او را ملاقات نموده از صحبت ايشان مستفيض گشت ، و در اين وقت ضعف پيرى بر ايشان مستولى شده بود ، انشاءاللّه بعمر طبيعى برسند » .
خرابات تأليف هلاكو ميرزاى قاجار متخلص به خراب در 1255 - 1256 ه ق
تذكرهء عموميست مشتمل بر تراجم شعراى قديم و جديد از ايرانى و ترك و عرب و هندى و اوزبك و افغانى و ماوراءالنهرى با مطالب گوناگونى در معميات و صنايع و بدائع شعرى و پارهيى حكايات و روايات و منتخبات بسيار از اشعار شعراى متقدم و متاخر بدون ترجمهء حال .