آن در غايت شهرتست ، و ديگر از منظومات اين خواجهء بلاغت آثار مثنويى است موسوم به سد اسكندر اگرچه تمام نكرده ، ليكن قدرتش در دقايق شاعرى از آن نظم مفهوم مىشود ، و غزلياتش نيز بد نيست » .
( اشعار او را در چهل و چهار صفحه و بيش از دو هزار بيت آورده است ) .
ديگر : « مولانا دوست محمد استرآبادى مردى متقى و پرهيزگار و محب اهل بيت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلّم ، شيوهء درويشى پيش گرفته ، مضمون حديث الكاسب حبيب اللّه را پيشنهاد همت خود ساخته ، اوقات به پوستيندوزى مىگذراند ، و از كس طمع و توقعى نمىنمايد ، و به اين صنعت پشت گرم كرده ، اوقات بوجه احسن گذرانيده ، از دمسردى خسيسان دىسيرت ايمن است ، و بسيار لطيفطبع و اهل دلست ، و رباعيات عارفانهء عاشقانه ازو در جرايد مستعدان يافت شد ، چند رباعى از آن درين مجموعه كه موسوم است به خرابات قلمى گرديد » .
ديگر : « نواب رستم ميرزا درّ شهوار درج نواب جنتمكانى سلطان حسين ميرزاى ثانى ولد شاهزادهء مشترى لقا بهرام ميرزاست ، كمال ادراك با نهايت شجاعت و دلاورى جمع ساخته ، قبل ازين بلدهء قندهار و زمينداور مكمن آن عالىمقدار و برادر بود ، آخر در شهور سنهء 997 - بحسب تقدير و اقتضاى فلك پرتذوير ( كذا ) از كثرت مخالفان اوزبكيّهء شوميه آن ديار را بوكلاء پادشاه جمجاه اكبر شاه گذاشته خود با برادران متوجه هندوستان شدند ، و از آن پادشاه رعايت و تربيت حد وسط يافته ، حسب الامر اكبر شاه بملك دكن تشريف آوردند ، و از آن تاريخ تا حال در ملك دكن مىباشند .
حالات و واقعات ايشان بسيارست ، فىالجمله درين مجموعه مختصرى نوشته شد ، كه انشاءالله در جنگى كه موسوم به خرابات است ، كما هو ينبغى نوشته شود » .
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 479
مساهمون: أحمد گلچين معانى
ص٤٧٩