159 - مير مرتضى رفيقى / 160 - ابو سعيد ابو الخير ( يك رباعى در هامش ) 161 - مير حيدر رفيعى معمايى / 162 - روشنى همدانى 163 - روشنى قندهارى / 164 - رسوايى همدانى 165 - رهايى شروانى / 166 - ميررهنى بدخشانى 167 - روشنى بغدادى / 168 - زلالى گيلانى 169 - زلالى تبريزى / 170 - على بيگ مخلص 171 - زينتى جنابدى / 172 - زينى مشهدى
نمونهء تراجم
« خواجه حسين ثنايى - مشار اليه سخنوريست كه در دقت معانى و علو افكار سرآمد فصحاى روزگارست ، و مولد و منشأش مشهد رضيهء رضويه عليه التحية است ، همانا توجه و تربيت از روح پرفتوح آن امام معصوم يافته ، و الا بىتوجه حضرات هيچكس را اين رتبه سخن نيست ، والد ايشان خواجه محمد حسين نام داشته و بكسب بزازى اوقات مىگذرانيده ، و چون جناب مشار اليه از مكتب واپرداختهاند بكسب علوم شعر قدم نهادهاند ، و در آن فن گوى سبقت از متقدمين و معاصرين ربودهاند ، اشعار دقيقهء او مطرح شعرفهمانست ، و نهايت كمال در شعر فهمى فهميدن ابكار آن جنابست ، قصايد غرّا دارد ، و مثنوى موسوم به سكندرنامه در بحر شاهنامه گفته ، الحق بغايت نيكو شعريست و معنىهاى تازه دارد ، و بعد از شهادت شاهزادهء خورشيد لقا سلطان ابراهيم ميرزا به هرات آمده چند روزى سير هرات فرموده بخصوصيات آن خطهء دلنشين بازرسيدند ، و فقير حقير راقم اين مجموعهء موسوم به خرابات در هرات در كودكى به خدمت ايشان مشرف شد ، و از مسودات اشعار به فقير شفقت فرمودند ، بعد از آن ياران هرات را وداع نموده متوجه بلاد هندوستان شدند ، و در خدمت اكبر شاه تربيتى به حد وسط يافتند ، و در هند نيز قصايد غرا فرمودند ، و در ابتداى گفتن اول ساقىنامه بنام نواب شاهزادهء سعادت انتما سلطان ابراهيم ميرزا گفته شهرت تمام يافت ، و در مدح حضرات ائمه