كنار درياى گنگ از دارالامارهء كلكته صوب شمال دوازده كروه مسافت دارد ، و نزد هندوان بر آباديش چهار هزار سال گذشته ، و اختر از به دو سن رشد در سر كارانگريزى معظم و محترم مانده و مدتى در سر كار اولين پادشاه ملك اود غازى الدّين حيدر شاه زمن عز اختصاص داشت « 1 » ، و محامد حيدريه بنام ناميش تأليف نموده و در آخر عمر بملازمت خاتم السلاطين اود واجد عليشاه سلطان عالم نصيبى وافى برداشته ، در استجماع اكثر فضائل نوع انسانى و صفت عالم آشنايى از معاصرين گوى تفرد مىربود ، و در جملهء علوم عموما و در علم ادب عجم و عرب و فنون كيميا و سيميا و هيميا خصوصا ماهر بود ، و نظم و نثر فارسى بكمال لطف و پاكيزگى انشا مىنمود .
بعد از انقضاى قضيهء شورش و فساد افواج انگلشيه كه در سنهء ثالث و سبعين از مائهء ثالث عشر ( - 1273 ه ق ) بر پا شده قيام بيتالحكومهء لكهنو گزيد و همانجا پيوند زمين گرديد ، تصانيف كثيره از وى باقى مانده ، از آن جمله لوامع النور فى وجوه المنثورست كه عبائر فصيحه و مضامين بليغهاش دل و ديده ارباب بصيرت را نورى و سرورى مىبخشد .
ديگر آفتاب عالمتاب تذكرهء شعراى فارسى بتعداد چهار هزار و دوصد و شصت و چهار سخنوران كه الى الآن به اين جامعيت و لطافت و بلاغت كتابى درين فن زيب تأليف نيافته ، تاريخ ابتداى تأليفش « مساجع البلغاء » ست ( - 1238 ه ق ) و در بعض حواشى آن به خط مؤلف و بخاتمه مبيضهاش كه بحك و اصلاح مؤلفش مزين است ، تاريخ ختم سنهء 1269 از هجرت خير الانام عليه الصلاة و السلام نگاشته ، هرچند ترجمهء اين فرخنده اختر و بعض اشعارش در شمع انجمن روشن نشده ، لكن درينجا نقل اندكى از سخنان موزونش از آفتاب عالمتاب دلخواه آمد » .
الهى جذبهء شوقى كه از هستى كشد ما را * ز هشيارى بسير عالم مستى كشد ما را
* * *
هامش
( 1 ) - بخطاب ملكالشعراء سربلند گشت ، رك « شمع انجمن ، ص 63 » .