گاهى نظرى سوى من از ناز نكردى * ممنون نگاهى غلطانداز نكردى
* * *
جلوهيى كرد قدت ، كبك درى پيدا شد * عكست افتاد در آيينه ، پرى پيدا شد
* * *
برهمن سوى دير و شيخ سوى مسجدم خواند * دلم پابند كوى يار ، حال مشكلى دارم
* * *
زخم دل ستمزدهام لاعلاج بود * از خندهاش نمك چو زدى ، به شدن گرفت
* * *
گرچه از خط صبح حسنت شام شد * جان اختر ماه تابانى هنوز
* * *
در ملك كمال عز و جاهى داريم * در بزم حريم قدس راهى داريم
* * *
گر شاه و وزير را بجا هست غرور * ما نيز ازين نمد كلاهى داريم »
« روز روشن ، ص 37 - 40 »
اختر تابان تأليف ابو القاسم محتشم شروانى بهوپالى در 1298 ق
شامل تراجم هشتاد و دو تن از زنان سخنور به ترتيب حروف تهجى كه نخستين آنان آرزوى سمرقندى و آخرينشان ياسمن بوست ، با يك خاتمه در شرح احوال و ذكر