قطعه اينست :
جمال ملت و دين مقتدا على حزين * صعود كرد بقرب مبادى اولى
سؤال روز و مه و سال اگر كنند بگو * شب خميس و دهم از جمادى الاولى
- 1180 كاتب مزبور در آغاز ديوان پنجم چنين نگاشته است : « اين غزلهاى مرشد برحق شيخ محمد على حزين عليهالرحمه نقل از خط مصنف كه ارادهء ديوان پنجم داشتند و در ديوان چهارم داخل نكردهاند نوشته شد » .
حزين در رسالهء فتاوى خود در جواب سؤالى راجع بجبر و اختيار ، اشاره باثر ديگرى از خود بنام « كنز المرام » مىكند بشرح ذيل :
« جواب - اهل حق منكر جبرند چه آن قطعا باطلست ، اما منكر عليّت و عدالت و جبّاريت حق نيستند ، مواد و ذوات طيّبه و خبيثه هر دو موجود شدهاند ، و هريك به راه خود مىروند ، و اينكه توهم لزوم جبر در بسيارى مواقع عوام را رو مىدهد از جهل بتحقيق اين مسأله و مقدمات و لواحق اين مسأله است ، و تا محقق نشود شبهه برنخيزد و تحقيقش خالى از صعوبتى نيست ، پندارم كه نسخهء كنز المرام كه مرقوم قلم فقيرست ، براى كسى كه استعداد فهم اين حقايق داشته باشد بهترين نسخ است ، هركه خواهد طلب كند و در فهم آن بكوشد » .
و اين رسالهء فتاوى شامل جوابهاييست بر سى و هفت فقره سؤال فقهى يكى از علماى مسلمان هند ، و خود در پايان آن نوشته است كه : « هو ، هو حسبى و اليه موئلى ، در حالى كه ضعف و اندراس حواس نفسانى و ناتوانى جسمانى طاقت نشستن و نوشتن نگذاشته ، اين سؤالها به نظر قاصر رسيد ، احتياط مقتضى سكوت بود ، لكن انديشه رفت كه چون تدين و ايمان باعث سؤالست ، و ديگرى در روزگار ما نمانده تا كفايت كند و ازين قاصر ساقط گردد ، چند كلمه در ذيل بقلم آمد ، و طومار مرسله چون بياض