تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
حزين لاهيجى

على ابراهيم خليل خان بنارسى مىنويسد :

« حزين تخلص ، اسم سامى آن نقاوهء علماى اعلام ، و اصدق اذكياى عاليمقام شيخ محمد على جيلانى است ، اصلش از لاهيجان و تولدش در سنهء يك‌هزار و يك‌صد و سه به دارالسلطنهء اصفهان است ، آبا و اجداد آن عالىمقدار تا زمان سعادت نشان حضرت خير الانام عليه السلام هركدام جامع علوم دينيّه و عارف معارف يقينيّه بوده‌اند ، چنانچه شيخ صفى الدّين اردبيلى كه افتخار سلسلهء صفويه بدوست ، مريد شيخ زاهد جيلانى است ، كه بهجده واسطه جدّ آن علامهء روزگارست ، ازينجا رفعت پايهء عزتش توان شناخت كه سلاطين كشورستان صفوى نژاد با آن‌همه جلالت‌شان ، مراعات ادب و عقيدت درست با اين خاندان مسلوك داشته ، بالجمله حضرت شيخ در اصفهان و شيراز از فحول علماى آن زمان اكتساب و استفاده نموده و سالها سياحت بلاد ايران و ادراك صحبت بسيارى از حكما و عرفا و شعرا كرده و در سنهء يك‌هزار و يك‌صد و چهل و سه به زيارت حرمين شريفين فايز گشته ، خامهء كوته زبان را چه يارا كه بشرح برخى از فضائل نامتناهى او تواند پرداخت ، و زبان بيان را چه مجال كه از رفعت‌ستايى عرش كمال او سخنى كرسىنشين تواند ساخت ، بسى رسائل جليله در هر فن از مآثر ذهن و قاد و طبع نقادش بر صفحهء روزگار بيادگار و ديوان رفيع بنيان او كه بحريست لبالب از لآلى آبدار ، كحل الجواهر بصاير فصحاى بلاغت‌شعارست ، صاحب‌نظران مىدانند كه كلامش بغايت درد و سوز نمكساى داغ سينه ريشان و شوربخش دماغ دردكيشان است . مخفى نماند كه بسبب توهين و تحقير هند و مردم هند كه در نظم و نثر آن عالىمقدار بيشتر ازين مقوله اشعار شده ، بعضى از صاحب كمالان هندوستان ازو منحرف شده كنايهء ناملايم كه منافى كمال اوست ، در تصانيف خود ايراد كرده‌اند ، و اين معنى دست‌آويز افكار اكثرى از عوام مرتبه ناشناس شده است ، ليكن در نظر انصاف حق بدست