مرحوم حاج فرهاد ميرزا پشت آخرين صفحهء مجلد مزبور چنين نگاشته است :
« هو ، اين كتاب اول مال حاجى لطفعلى بيگ آذر تخلص صاحب تذكرهء آتشكده بوده ، و اشعار شعرا را از اين انتخاب كرده است كه در حواشى علامت انتخاب گذاشته است ، سليقهء حاجى بيگدلى از اين معلوم مىشود كه مثلا درين تذكره از اشعار سوزنى و مختارى كه از هركدام سههزار بيت شعرست ، قريب به صد بيت انتخاب كرده ، سهلست كه در يك قصيده كه انتخاب كرده خوب را ترك كرده ، نمىدانم سليقهء انتخاب نداشته ، يا اينكه عمدا چنين اشعار برگزيده است كه اشعار خود را قصيدة و غزلا جلوه دهد ، ما للتراب و ربّ الارباب ، اين مجرى السيل من مطلع السهيل ، در حق حاجى لطفعلى بيگ همان هجو طوفان كافيست كه يك بيت او در نظرست :
ز شعر خود درو بنوشت بسيار * سقط شد تذكره در زير اين بار
و السلام خير ختام »
و اينك نمودارى از طرز كار آذر بيگدلى را در چند مورد ذكر مىكنم كه سخن بدرازا نكشد :
تقى الدّين كاشى مىنويسد : « سيد حزينى از سادات حسينى مشهدست ، و نام اصلى وى محمد طاهر ، بجودت طبع و حدت ذهن در ميان اقران مشهورست ، و اطوار و اقوالش بر السنهء خوشطبعان مذكور ، مىگويند مردى فراغتطلب و خوشباشست ، و هرچند روز نزد جوانى عاشقى مىكند ، و بواسطهء اندك چيزى از مطلوب رنجيده به ديگرى مىپيوندد ، و اما در لطافت طبع و سلامت ذهن ، در وادى شاعرى نقصى و كوتاهيى ندارد ، و اشعار غزل بسيار دارد ، ليكن آنچه نزد خوشطبعان مستحسنست همينست كه درين سفينه مثبت است .
انتخاب غزلياته
چند اى دل گرم رفتن سوى جانانم كنى * وز جفاى او كنى ياد و پشيمانم كنى
بهر آنم مىبرى سويش دگر اى بخت بد * كز جفا و جور او راضى بهجرانم كنى
* * *