تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
و عمرو به معنى زندگى است يعنى به زندگىات ( به جانت ) سوگند كه اين مردم كورند و مستى خود را ننگرند .

عمروى :

با فتح اوّل و سكون دوّم و فتح سوّم و كسر واو منسوب است به عمرو نياى ابو نصر احمد بن علىّ بن حفص عمروى طوسى در شمار افاضل اديبان و شاعران و در زيبا پسرى كه مجمرى به كف داشت و براى بخور كردن پيش عمروى برد و گفت :
و مورد الخدين با * در نحو عاشقه بمجمر بالنفخ صير عوده * ما بين مجمره معنبر و بماء ورد خلته * من ماء عارضه المنور حييته ولعا و * قلت له مقالا ليس ينكر نفحات ندك دون * مسك فوق عارضك المكفر و الورد فى خديك نا * ب عن ابنة الصافى الممطر فاحمر و حنته و اظهر حسنه * لا سنه ما كان مضمر و بدت لئال منه فى * صدف من الياقوت احمر
« 1 »

عمرى :

با فتح اوّل و سكون دوّم و كسر سوّم و در آخر يا ، لقب ابو عمرو عثمان بن سعيد سمّان اسدى است در شمار ثقات محدّثان اماميّه و چنين به نظر رسد كه عمرى لقب خاصّ اوست به اين روش كه عمرو به ياء اضافت شده و ياساى اضافت عمرو اين است كه واو آن بيفتد همچون لعمرك و اين احتمال از ميان محتملات ديگر به درست بودن نزديك‌تر است بخصوص احتمال اينكه منسوب باشد به نيايش چه در اين صورت عمروى بايد باشد نه عمرى و عمرى با ضمّ اوّل و فتح دوّم منسوب به عمر بن خطّاب و ابو الفضائل حسن بن محمّد عدوى عمرى كه ترجمتش در صغانى گذشت به او منسوب است و با همان ضبط منسوب است به عمر ابن علىّ بن ابى طالب عليهما السّلام و ابو الحسن علىّ بن ابى الغنائم محمّد بن علوى عمرى كه ترجمتش در صوفى گذشت به او منسوب است و باز با همان ضبط منسوب است به عمريه از محلّات قديم بغداد و از اين محلّت است ابو الحسن عبد الرحمن احمد عمرى در شمار فقيهان و محدّثان و ندانستم ابو عبد اللّه محمّد بن ابى الوفاء بن احمد عمرى معروف به ابن قبيصى ( كه در قبيصى ترجمتش بيايد ) به شخص منسوب است و يا به موضع .

عمره :

بر وزن همزه هر چيزى است كه بر سر نهند خواه عمامه و كلاه باشد خواه تاج و آن نام ابو وائل عمرة بن زبير است در شمار اصحاب امام علىّ بن ابى طالب عليهما السّلام . « 2 »
هامش
( 1 ) - و نيز محمّد بن عثمان بن سعد اسدى كوفى مكنّى به ابو جعفر و مشهور به عمروى از دوّمين نوّاب خاصّهء اربعهء حضرت ولى عصر عليه السّلام بود و مانند پدرش عثمان بن سعيد ، عادل و امين بود متوفّى 304 يا 305 در بغداد نزديكى درب سلمان ( ريحانة الأدب : 4 / 208 ) . ( 2 ) - و با همان ضبط عمرة بنت عبد الرحمن بن اسعد ابن زرارة بن عدس انصاريه از بنى نجّار در شمار زنان فقيه در قرن اوّل هجرى است متولّد 21 و متوفّى 98 ( لغتنامه / دهخدا : 33 / 349 ) .