شاعر شهير و از عشّاق معروف عرب است و باز ذكر عزّه در ضبط كثير بيايد . « 1 »
عزرى :
با فتح و سكون منسوب است به عزره بر وزن پرده نام يكى از محلّتهاى قديم نيشابور و ابو اسحاق ابراهيم بن حسين عزرى نيشابورى در شمار فقيهان حنفى و متوفّى 347 بدان منسوب است .
عزيز :
بر وزن امير به معنى چيره نام جمعى است و عزيز بر وزن زبير نام عزيز بن فضل ابن فضالة بن مخراق هذلى است مشهور به ابن الاشعث در شمار لغويان و نحويان و صاحب كتاب صفان الجبال و الاودية و اسماءها بمكّه و ما والاها و كتاب هذيل . نيز بنا بر ضبط علّامه در ايضاح الاشتباه نام عزيز بن زهير است در شمار محدّثان خاصّه و عزيز بر وزن امير مختصرشدهء عزيز الدّين نسفى است در شمار محقّقان عرفا و از مريدان سعد الدّين حموى و معاصر با سلطان جلال الدّين خوارزمشاه و صاحب كتاب منازل السائرين و كتاب كشف الحقائق و كتاب مقصد الاقصى و غير اينها و متوفّى 616 و از نظم اوست :
كس در كف ايّام چو من خوار مباد * محنت زده و غريب و غمخوار مباد
نه روز و نه روزگار و نه يار و نه آل * كافر به چنين درد گرفتار مباد « 2 »
عزيزى :
با فتح اوّل منسوب است به عزيزيّه نام پنج قريه در مصر كه عزيز بن معز خليفهء فاطمى آن را آباد كرد و علىّ بن احمد بن نور الدّين محمّد عزيزى در شمار فقيهان شافعى و صاحب كتاب السراج المنير در شرح جامع صغير سيوطى و متوفّى 1070 بدان منسوب است و ندانستم ابو بكر محمّد بن عزيز سجستانى عزيزى در شمار اديبان و فاضلان و صاحب كتاب غريب القرآن و اين كتاب را در مدّت پانزده سال به پايان برد و متوفّى 330 به نياى خود منسوب است و يا به آن قريه و يا به موضع ديگر . « 3 »
عساكر :
بر وزن منابر جمع عسكر به معنى لشكر ، نيز گروه از مواردى است كه جمع را علم كردهاند و ابن عساكر كنيت مشهور ابو القاسم علىّ بن حسن ابن هبة اللّه دمشقى است در شمار حفّاظ حديث و از كسانى است كه براى فراگرفتن حديث به حجاز و عراق و خراسان و جزيره سفر كرد و از هزار و سيصد مرد و از هشتاد زن حديث فراگرفت و در بعضى از آن سفرها سمعانى رفيق راهش بود و به دمشق باز گرديد و در مدرسهء نوريه به تدريس پرداخت و كتابها تأليف كرد ، از جمله : تاريخ دمشق و كتاب الموافقات على شيوخ الائمّة و الثقات و كتاب معجم اسماء القرى و الامصار التى سمع بها و كتاب
هامش
( 1 ) - و نيز عزّه دختر عياض بن ابى قرصانه در شمار زنان راوى حديث بود ( أعلام النساء : 3 / 275 ) .
( 2 ) - و نيز عزيز شوهر زليخا كه در دستگاه فرعون معاصر حضرت موسى عليه السّلام مقتدر و بانفوذ بود و در قرآن كريم چند آيه دربارهء او آمده است ( فرهنگ فارسى / معين : 5 / 1175 ) .
( 3 ) - و نيز عزيزى فرزند عبد الملك بن منصور جيلى مكنّى به ابو المعالى و مشهور به شيذله كه در شمار فقهاى شافعى و واعظان آن مذهب در قرن پنجم هجرى چندى سمت قضا را در بغداد به عهده داشت متوفّى 494 در همين شهر و از اوست : كتاب البرهان فى مشكلات القرآن و ديوان الانس و كتاب لوامع انوار القلوب ( لغتنامه / دهخدا : 33 / 238 ) .