تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
و اديبان و شاعران اماميّه و سيّد على خان در سلافة العصر او را ستوده و بر ادب و نظمش ثنا گفته است . وى در سال 1010 درگذشت و بعضى او را عريفى با فا نوشته‌اند امّا اشتباه است .

عريف :

بر وزن شريف شناسا ، نيز نقيب نام عريف بن جشم است در شمار شاعران و ابن عريف كنيت مشهور چند كس است ، از جمله : ابو القاسم حسين بن وليد بن نصر اندلسى در شمار اديبان و فاضلان و شاعران و شارح كتاب جمل در نحو و هم آموزشگر فرزندان منصور محمّد بن ابى عامر ملك اندلس و چنان شد كه در آغاز شكفتگى گل كسى گلى به منصور در مجلس انسش داد و هنوز گل پرها باز نكرده بود ابو العلاء صاعد بن حسن لغوى و شاعر حاضر بود و به منصور خطاب كرد و گفت :
اتتك ابا عامر وردة * يذكرك المسك انفاسها كعذراء ابصرها مبصر * فغطت باكمامها رأسها
ابن عريف بر او حسد برد و گفت : « آن شعرها از ديگر شاعران است و پشت كتاب من ثبت است » . و برخاست و با كمك ابن بدر اين اشعار را نظم كرد و هم پشت كتاب ثبت كرد و نزد منصور برد پيش از آنكه مجلس از هم بپاشد :
غدوت إلى قصر عباسة * و قد جدل النوم حراسها فقالت اسرت على هجعة * فقلت بلى فرمت كاسها و مدّت يديها إلى وردة * يحاكى لك الطيب أنفاسها كعذراء ابصرها مبصر * فغطت با كمامها رأسها و قالت خف اللّه لا تفضحن * فى ابنة عمك عباسها
فوليت عنها على خجلة * و ما خنت ناسى و لا ناسها
منصور برآشفت و گفت : « فردا او را از نو بيازمايم و هرگاه از امتحان برنيايد او را از كشور اندلس برانم » . و فردا روز ، صاعد امتحانى نيكو داد و اشعارى آبدار گفت كه طول آن مرا از آوردن تمام اشعار و هم تمام حكايت بازداشت و ابن عريف در سال 390 درگذشت . نيز ابن عريف كنيت مشهور برادرش ابو بكر حسن بن وليد بن نصر اندلسى است در شمار اديبان و نحويان و متوفّى 367 . نيز ابن عريف كنيت مشهور احمد بن محمّد ابن عطاء اللّه صنهاجى مرى است در شمار فاضلان و صاحب كتاب المجالس و اين ابيات از اوست :
شدوا المطى و قد نالوا المنى بمنى * و كلّهم باليم الشوق قد باحا سارث ركائبهم تبدى روائحها * طيبا بما طاب ذاك الوقد اشباحا نسيم قبر النبى المصطفى لهم * روح إذا شربوا من ذكره راحا يا واصلين إلى المختار من مضر * زرتم جسوما و زرنا نحن ارواحا
و در سال 536 درگذشت . « 1 »

عزاقر :

بر وزن منابر و ابن ابى العزاقر كنيت محمّد بن على است كه در شلمغانى ترجمتش گذشت .

عزّه :

با فتح و تشديد زاى نقطه‌دار و در آخر تا به معنى آهوبرهء ماده است و نام عزّه معشوقهء كثير
هامش
( 1 ) - و نيز عريف بن ابراهيم و عريف بن ادهم و عريف بن مدرك هر سه نفر در شمار محدّثان بوده‌اند ( لغتنامه / دهخدا : 33 / 214 ) .
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 35 | سيد على اكبر برقعى قمى