تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣

عروضى :

با فتح اوّل منسوب است به عروض نام علمى كه افاعيل شعر را بدان سنجند و از مبتكرات خليل بن احمد فراهيدى است و كسانى را كه در فنّ عروض مهارت يافتند عروضى گفتند ، از جمله : نظام الدّين احمد بن عمر بن علىّ سمرقندى عروضى از اعلام ادب و شعر و صاحب كتاب چهار مقاله و مثنوى ويس و رامين و ستايشگر علاء الدّين تكش خوارزمشاه و از اشعار او كمى مانده و از نظم اوست :
دلى دارم كه در فرمان من نيست * تو پندارى كه آن دل ز آن من نيست مرا مادر دعا كرده است گويى * كه از تو دور بادا آنچه جويى نگارا تو گل سرخى و من زرد * تو از شادى شكفتى و من از درد بيا آن سرخ‌گل بر زردگل نه * كه در باغ آن دو گل با يكدگر به اگر درد مرا قسمت نمايند * نماند در جهان يك جان بىدرد اگر خوبيت يك‌يك برشمارم * سرآيد در شمردن روزگارم همه مهرى ز ناديدن بكاهد * اگر ديده نبيند دل نخواهد
و از جمله : ابو الحسن احمد بن محمّد بن احمد عروضى در شمار پيشوايان علم عروض و آموزشگر فرزندان راضى خليفهء عبّاسى و صاحب كتابى در علم عروض . و از جمله : ابو محمّد برزخ بن محمّد عروضى كه در فنّ عروض تا جايى پيشرفت كه با خليل بن احمد به معارضه پرداخت و در كتاب عروض خود بر او نقضها گرفت امّا معاصرين او براثر غفلتى كه از او در خبر دادن سرزد او را به دروغ‌پردازى متّهم كردند و از او روى گرداندند و فرّاء در مورد برزخ عروضى به قول زهير استشهاد كرد :
اضاعت فلم تغفر لها غفلاتها * فلاقت بيانا عند آخر معهد
و برزخ خود چنين نظم كرد :
ليس بينى و بين قومى إلّا * إنّنى فاضل لهم فى الذكاء حسدونى فزخرفوا فى قولا * تتلقاه السن البلغاء كنت أرجو العلاء فيهم بعلمى * فاتانى من الرجاء بلائى شدة قد أفدتها من رخاء * و انتقاص جنيته من وفاء
و از اوست : كتاب العروض و كتاب بناء الكلام و كتاب معانى العروض على حروف المعجم و كتاب النقض على الخليل و تغليطه في العروض و كتاب تفسير الغريب و كتاب الاوسط في العروض .

عريان :

بر وزن كفران به معنى برهنه تن و آن لقب بابا طاهر عريان همدانى است در شمار اعلام عارفان و صوفيان و گويا ازاين‌روى كه كالاى دنيوى نجست و گرد متاع آن نگرديد و از خلق كنار گرفت و به يك‌سخن جامهء تقيّد از خود دور كرد او را عريان لقب دادند و هرچند در عرفان سخنانى پرمغز دارد مانند كلمات قصار كه چندين شرح بر آن نوشته‌اند امّا چيزىك اساس شهرت و نامورى او گرديد همان دوبيتىهاى عارفانهء اوست كه هر خواننده‌اى را تحت تأثير گيرد بخصوص كه آنها را به سبك الفاظ عاميانه ريخته و نظم كرده و همين موضوع بيشتر به آنها جان بخشيده است مانند اين‌ها :
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 33 | سيد على اكبر برقعى قمى