به صحرا بنگرم صحرا ته وينم * به دريا بنگرم دريا ته وينم
به هرجا بنگرم كوه و در و دشت * نشان از قد رعناى ته وينم
* * *
نسيمى كز بن آن كاكل آيو * مرا خوشتر ز بوى سنبل آيو
چو شو گيرم خيالت را در آغوش * سحر از بسترم بوى گل آيو
* * *
دلم از عشق رويت گيج و ويجه * گهى سوجه گهى آتش بريجه
دل عاشق بسان چوب تر بى * سرى سوجه سرى خونابه ريجه
* * *
كشيمان ار بزارى از كه ترسى * برانى گر به خوارى از كه ترسى
مو با اين نيمدل از كس نترسم * دوعالم دل تو دارى از كه ترسى
* * *
نگارينا دلوجانم ته ديرى * همه پيدا و پنهانم ته ديرى
نذونم مو كه اين درد از كه ديرم * همىذونم كه درمانم ته ديرى
* * *
به روى دلبرى گر مايلستم * مكن منعم گرفتار دلستم
خدا را ساربان آهسته ميران * كه من واماندهء اين قافلستم
* * *
دلا راه تو پرخاك و خسك بى * گذرگاه تو بر اوج فلك بى
گر از دستت برآيد پوست از تن * برآور تا كه بارت كمترك بى
عريب : بر وزن زبير مصغّر عرب نام ابو مروان عريب بن محمّد قرطبى است در شمار اديبان و شاعران و محدّثان و در سال 409 به خطا كشته گرديد .
عريشى :
منسوب است به عريش بر وزن امير از قراى مصر در ناحيت شام و اسماعيل ابن شعيب عريشى در شمار محدّثان اماميّه و صاحب كتاب الطبّ و ابو العبّاس احمد بن ابراهيم بن فتح عريشى در شمار فقيهان و شاعران بدان منسوبند .
عريضى :
منسوب است به عريض بر وزن زبير و آن قريهاى است در نزديكى مدينه و علىّ ابن جعفر عريضى فرزند امام صادق عليه السّلام در شمار ثقات محدّثان و صاحب كتاب الحلال و الحرام و كتاب المناسك و كتاب المسائل و اين كتاب مسائلى است كه از برادرش امام موسى پرسيد و آنها را در يك جا گرد آورد بدان منسوب است . علىّ بن جعفر در عريض زيست و هم در آنجا از دنيا رفت و هم در آنجا به خاك سپرده شد و او و فرزندانش را از همان روى عريضى گويند . و نيز منسوب به آن است احمد بن يوسف بن احمد عريضى علوى حسينى در شمار فضلاى محدّثان اماميّه . و نيز ابو بكر بن عبد الرحمن عريضى كه ترجمتش در تريمى گذشت . و ابو محمّد حسين بن حسن بن احمد ابن سليمان حسينى عريضى بحرانى در شمار فاضلان