عرمرم :
بر وزن غضنفر به معنى نيرومند ، نيز لشكر انبوه و ابن عرمرم كنيت مشهور ابو القاسم عبد اللّه است در شمار اديبان و كاتبان و صاحب كتاب الخراج .
عرندس :
بر وزن غضنفر به معنى شتر قوى ، نيز شير و ابو العرندس كنيت پدر حسن بن عرندس كندى كوفى است در شمار محدّثان خاصّه .
عرنى :
با ضمّ اوّل و فتح دوّم منسوب است به عرينة بن عون پدر تيرهاى در قبيلهء بجيله و ابو قدامه حبّة بن جوين عرنى در شمار خواصّ اصحاب امام علىّ بن ابى طالب عليهم السّلام و ثابت بن طريف عرنى صحابى به دو منسوب است . « 1 »
عروه :
بر وزن عمده به معنى دستهء كوزه و دلو ، نيز تكمهگاه پيراهن از اعلام است ، از جمله : عروة ابن اذينه ليثى در شمار شاعران نيكوپرداز و هم محدّثان و از نظم اوست :
قالت و ابثثتها وجدى فبحت به * قد كنت عندى تحبّ الستر فاستتر
الست تبصر من حولى فقلت لها * غطى هواك و ما القى على بصرى
عروه بر هشام بن عبد الملك درآمد هشام به او گفت : « آيا اين شعر از تو نيست :
لقد علمت و ما الاسراف من خلقى * ان الذى هو حظى سوف يأتينى
اسعى له فيعيننى تطلبه * و لو قعدت اتانى لا يعنينى
گفت : از من است . گفت : پس چگونه خود را به من رساندى ؟ گفت : در اينباره نظر مىدهم » .
و از مجلس هشام بيرون رفت و هشام جايزت او را فرستاد و عروه را در رديف صلحا شمرند و سكينه دختر امام حسين عليه السّلام به او گفت : « آيا اين شعر جز از دل مرد صالح بيرون آيد :
إذا وجدت اوار الحبّ فى كبدى * عمدت نحو سقاء القوم ابترد
هبنى بردت ببرد الماء ظاهره * فمن لنار على الاحشاء تنقد » .
« 2 »
عروسى :
منسوب است به عروس بر وزن عبوس و آن نام قلعهاى است در يمن و ندانستم عبد العلى بن جمعهء عروسى را ( كه ترجمتش در حويزى گذشت ) از چه روى عروسى گفتند .
هامش
( 1 ) - و نيز عرنى لقب حسن بن عبد اللّه و نيز قاسم بن حكم عرنى هر دو در شمار محدّثان بودهاند ( لغتنامه / دهخدا : 33 / 196 ) .
( 2 ) - و نيز عروة بن مسعود بن معتب ثقفى از مشاهير صحابه و در ميان قوم خود در طائف مقامى و الا داشت ( الأعلام / زركلى : 4 / 227 ) .
و نيز عروة بن زبير بن عوام اسدى قرشى مكنّى به ابو عبد اللّه در شمار فقيهان سبعه در مدينه بود متولّد 22 و متوفّى 93 ، وى برادر تنى عبد اللّه بن زبير است ( همان كتاب : 226 ) .
و نيز عروة بن حارث تميمى مكنّى به ابو فروه در شمار محدّثان است ( لغتنامه / دهخدا : 33 / 208 ) .
و نيز عروة بن حزام بن مهاجر ضنى از قبيلهء بنى عذره در شمار شاعران بود و نسبت به دختر عموى خود عفرا عشق مىورزيد . عروه و عفرا در يك منزل پرورش يافتند و عفرا در عشق ، ناكام درگذشت . داستان عشق اين دو دلداده در ادب فارسى سايه افكنده و شاعران ، دربارهء عشق اين دو نفر مانند وامق و عذرا اشعارى سرودهاند ، از جمله : منوچهرى گويد :به زير گل زند چنگى به زير سرو بن نايى * به زير ياسمين عروه به زير نسترن عفرا( لغتنامه / دهخدا : 33 / 208 ) .