تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
از شعراى دولت اموى و عبّاسى و او را از فحول شعراى محدّثين دانند و شعرش با شعر اعراب و باديه‌نشينان شبيه است و در سالى كه مهدى خليفهء عبّاسى سفر حجّ كرد و در زباله « 1 » وارد شد ابن مطير بر او درآمد و خواند :
اضحت يمينك من جود مصورة * لا بل يمينك منها صورة الجود من حسن وجهك تضجى الأرض مشرقة * و من بنانك يجرى الماء فى العود
مهدى گفت : « راست نگفتى » . ابن مطير پرسيد : « چرا يا امير المؤمنين ؟ » . گفت : « آيا پس از اشعارى كه در مدح معن بن زائده گفتى محلّى براى مدح ديگران گذاشتى :
الما « 2 » على معن و قولا لقبره * سقتك الغوادى مربعا ثم مربعا فيا قبر معن أنت اوّل حفرة * من الأرض حطت للمكارم مضجعا و يا قبر معن كيف و رايت جوده * و قد كان منه البر و البحر مترعا « 3 » بلى قد وسعت الجود و الجود ميت * و لو كان حيا ضقت حتّى تصدعا » .
تا آخر ابيات كه همه بر پايه‌اى بلند از ستايش است . ابن مطير گفت : « يا امير المؤمنين ! معن بن زائده حسنه‌اى از حسنات تو است ( يكى از خوبيهاى تو است ) و پرورده‌اى است از پروردگان تو » . مهدى هزار دينار به او داد آنگاه گفت : « حاجتت را بخواه » . ابن مطير گفت :
بيضاء يسحب من قيام فرعها * و تغيب فيه و هو جعد اسحم فكأنّها منه نهار مشرق * و كأنّه ليل عليها مظلم
و در آن دو بيت كنيز سپيد اندامى را از مهدى خواست كه رويش همچون خورشيد بدرخشد و مويش چون شب تار باشد و مهدى كنيزى به او داد و آن كنيز فرزندى براى او بزاييد به نام مطير .

مطيرى :

منسوب است به مطيره بر وزن عشيره نام قريه‌اى در نواحى سامرّا و از آن قريه است ابو بكر محمّد بن جعفر بن احمد بن يزيد مطيرى در شمار محدّثان و متوفّاى 335 .

مطيّن :

با تشديد ياء بر وزن محدّث ، گل‌كار و آن لقب ابو جعفر محمّد بن عبد اللّه بن سليمان حضرمى است در شمار فقيهان و محدّثان و صاحب كتاب السنن در فقه و كتاب التفسير و كتاب المسند و كتاب تفسير المسند و كتاب الأدب و متوفّاى 298 و لقب محمّد بن عبد الواحد حافظ . و او را مطيّن گفتند از اين نظر كه در خردسالى عشقى به گل‌كارى داشت .

مظاهر :

بر وزن محامد نام پدر حبيب بن مظاهر اسدى است در شمار شهيدان واقعهء كربلا و بعضى نام او را مظهّر با تشديد هاء ضبط كرده در مظهّر بيايد .

مظعون :

بر وزن ممنون نام پدر ابو السائب عثمان بن مظعون بن حبيب بن وهب جمحى است از پيش پذيرندگان اسلام و در شمار پارسايان و در سال دوّم هجرت درگذشت و چنين حكايت كنند كه
هامش
( 1 ) - زباله بر وزن گشاده نام قريه‌اى است ميان كوفه و مكّه بر راه قوافل ( مؤلّف ) . ( 2 ) - الما اى اقصدا يعنى آهنگ كنيد ( مؤلّف ) . ( 3 ) - مترع يعنى مملوّ و پر ( مؤلّف ) .