و دراينباره نيز داستانى دارد كه ياقوت در معجم الادباء آن را ذكر كرده است و اين خود دليل است كه طعن مخالفان دربارهء او بىاساس است .
مطرّز كتابها پرداخت ، از جمله : شرح فصيح ثعلب و بر اين كتاب جزوهاى افزود و آن را فائت الفصيح ناميد و كتاب اليواقيت در لغت و كتاب المرجان در لغت و كتاب المكنون و المكتوم و كتاب المستحسن و غير اينها و در پايان كتاب اليواقيت نوشت :
لما فرغنا من نظام الجوهرة * اعورت العين و فض الجمهرة
و وقف الفصيح عند القنطرة
« 1 » و در سال 345 در خلافت المطيع للّه درگذشت و در صفهاى برابر قبر معروف كرخى مدفون گرديد و او را زاهد نيز گفتند و ابن خلكان نوشت :
« ابو عمر همواره به كسب علم اشتغال داشت و همين كار سبب شد كه از تحصيل معاش بازماند و با سختى و تنگى روزگار را گذراند و شايد او را زاهد از همين نظر گفتند » . « 2 »
مطرّزى :
با همان ضبط سابق منسوب است به مطرّز لقب نياى ابو الفتح ناصر بن عبد السيد بن على خوارزمى معروف به مطرّزى از اعيان علما و فقها و بارع در فنون نحو و ادب و شاگرد اخطب خوارزم و چون در شب دهم شهرى كه زمخشرى در آن از دنيا رفت متولّد گرديد او را خليفهء زمخشرى گفتند بخصوص كه راه مذهب معتزله را همچون او رفت و كتابها پرداخت .
از جمله : شرح مقامات حريرى و شرح مغرب در غريب الفاظ فقها و كتاب المعرّب در شرح المغرب و كتاب الاقناع در لغت و مقدّمهء مطرّزيّه در نحو و مختصر اصلاح المنطق ابن سكّيت و غير اينها و در سال 588 متولّد گرديد و در سال 610 در خوارزم درگذشت و از نظم اوست :
تعامى زمانى عن حقوقى و انّه * قبيح على الزرقاء تبدى تعاميا
فان تنكر و افضلى فان رغائه * كفى لذوى الاسماع منكم مناديا
نيز مطرّزى لقب فخر الدّين قوامى خبّاز گنجوى است ، از شعراى دربار اتابيك قزل ارسلان . گويند :
« در سرودن اشعار مصنوع ، مهارت كافى داشته است » .
مطرّف :
وزان مشدّد به معنى گزيده و آن نام ابو ايوب مطرّف بن مازن كنانى است از مشايخ شافعى و قاضى صنعاى يمن و در اواخر خلافت هارون الرشيد درگذشت و هارون در سال 93 از دنيا رفت و نام ابو عبد اللّه مطرّف بن عبد اللّه بن شخير حريشى است در شمار فقيهان و متوفّاى 78 و يا 95 و ابو مصعب مطرّف بن عبد اللّه بن مطرّف بن سليمان ابن يسار اصم كه بيست سال همصحبت مالك بود و هم از او فقه آموخت و در سال 220 در مدينه درگذشت . و مطرّف بن محمّد از كاتبان مهدى خليفهء عبّاسى و متوفّاى 148 و او پدر ابو الوزير عمر بن مطرّف است از كاتبان مهدى و هادى و رشيد و در ايّام خلافت هارون درگذشت . هارون بر جنازهء او نماز خواند و پس از نماز گفت :
هامش
( 1 ) - العين و الجمهرة و الفصيح و القنطره نامهاى چهار كتاب لغتاند ( مؤلّف ) .
( 2 ) - و نيز قاسم بن زكريّا بن يحيى مطرز بغدادى مكنّى به ابو بكر معروف به مطرز در شمار ثقات حافظان حديث و در بغداد درگذشت ( الأعلام / زركلى : 5 / 176 ) .
و نيز محمّد بن علىّ بن محمّد سلمى مكنّى به ابو عبد اللّه مطرز در شمار نحويان و مقرئان از مردم دمشق و اشعرى مذهب بود . از اوست : كتاب مقدّمهء مطرّزيّه در نحو ( الأعلام / زركلى : 6 / 276 ) .