« خدايت رحمت كند كه هرگز دو كار پيش نيامد كه يكى از آن دو خاصّ خدا باشد و ديگرى خاصّ تو و تو خاصّ خود را بر خاصّ خدا مقدّم دارى » .
و از اوست : كتاب مفاخرة العرب و منافرة القبائل فى النسب و كتاب منازل العرب و حدودها و أين كانت محلّة كلّ قوم و إلى أين انتقال منها و كتاب رسائله ( محتوى نامههاى او ) . « 1 »
مطعمى :
منسوب است به مطعم وزان محسن و آن نام مطعم بن عدى بن نوفل بن عبد مناف بن قصى است از اشراف قريش و لقب يحيى بن امّ الطويل مطعمى است در شمار محدّثان اماميّه و كشّى او را از حواريّين علىّ بن الحسين دانسته است و مطعم كسى است كه ديگرى را نان و خوراك دهد .
مطوّق :
با تشديد واو وزان مشدّد لقب ابو الحسن علىّ بن فتح است در شمار كاتبان و صاحب كتاب الوزراء .
مطهّر :
با تشديد هاء وزان مشدّد نام مطهّر بن ابى القاسم علىّ بن ابى الفضل محمّد حسينى است از اجلّهء سادات و نقيب اشراف عراق و بارع در فنون ادب و صاحب خطب و رسائل نيكو و شاگرد شيخ طوسى و مطهّر نام پدر علّامهء حلّى است . و نيز مطهّر نام ابو المكارم مطهّر بن محمّد بصرى است از شاعران توانا كه در نظم جدّ و هزل توانا بود و پياده سفر كرد و از نظم اوست :
رأيت الشعر للسادات عزّا * و منقبة و صيتا و ارتفاعا
و للشعراء هونا و انخفاضا * و مجلبة لذل و اتضاعا
مقصود از سادات ، اشراف و اعاظم مردم است .
ابو على قومسى گفت در دامغان نزد من آمد و در همان وقت زردآلويى به مجلس آوردند مطهّر فىالبديهه گفت :
و مشمش سوء قد اكلنا غدية * بمجلس حرّ و هو خير صديق
إذا ما منحناه العيون حسبته * رءوس ايور ضمخت بخلوق
و از زردآلو بدم آمد و با خود عهد كردم كه ديگر زردآلو نخورم . معنى شعر چنين است كه :
« بامدادان در مجلس آزادمردى كه بهترين دوست بود زردآلوى بدى خورديم ، هنگامى كه چشم ما بر آن افتاد خيال كرديم كه سر ذكرهايى است كه به بوى خوش آغشتهاند » . « 2 »
مطهّرى :
با همان ضبط سابق منسوب است به مطهّر و آن قريهاى است از اعمال سارى در مازندران و ابو اسحاق ابراهيم بن محمّد بن موسى بن هارون سروى مطهّرى در شمار فقيهان شافعى و شاگرد ابو حامد اسفراينى و متوفّاى 458 بدان منسوب است .
مطير :
وزان زبير مصغّر مطر به معنى بارانك ، باران كم و يا باران خرد از اعلام است و نام پدر حسين ابن مطير بن مكمل است كه به ابن مطير مشهور است
هامش
( 1 ) - و نيز مطرّف بن عيسى بن لبيب بن محمّد بن مطرّف غسايى مكنّى به ابو القاسم در شمار قاضيان و اديبان و مورّخان اندلس است . وى از مردم بيره و در غرناطه اقامت گزيد . از اوست : كتاب فقهاء البيره و كتاب شعراء البيره و كتاب انساب العرب النازلين فى البيرة و اخبارهم ( الأعلام / زركلى : 7 / 250 ) .
( 2 ) - و نيز مطهّر بن محمّد بن يحيى بن احمد ملقّب به فخر الدّين در شمار پيشوايان زيديّهء يمن است متوفّى 980 ( الأعلام / زركلى : 7 / 254 ) .