تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢

مسكويه :

مسك وزان اشك و ويه وزان خير بر ضبط بعضى از ادبا و به نظر مىرسد كه با كسر ميم باشد ، مسك معرّب مشك فارسى است به معنى عطر معروف و تركيب آن به اين معنى است چه خوب مشكى و يا چه مشك خوبى و امّا مشگ با فتح ميم به معنى پوست گوسفندى است كه يك جا كنده باشند و در آن آب و ماست و شير كنند معرّب مشك و معنى آن در اين صورت اين است كه چه خوب مشگى . بارى مسكويه نام نياى ابو على احمد بن محمّد ابن يعقوب بن مسكويه رازى است . و از همين جهت به ابن مسكويه مشهور است از اعاظم دانشمندان و اكابر فلاسفهء اسلام و معاصر ابو على سينا . وى در آغاز در صحبت ابو محمّد وزير مهلبى بود و مكرمتها از او ديد و ازآن‌پس به عضد الدوله پيوست و از نديمان نزديك او گرديد و آنگاه با ابن عميد وزير و فرزند او ابو الفتح بن عميد پيوست و چندى خزانه‌دار عضد الدوله بود و از همين روى به خازن رازى معروف گرديد و تصانيف نافعه پرداخت از جمله : كتاب تجارب السلف در تاريخ و در آن از حوادث پس از طوفان نوح آغاز كرد و تا حوادث 369 را نوشت و كتاب طهارة الاعراق فى علم الاخلاق و كتاب الفوز الاكبر و كتاب الفوز الاصغر و كتاب انس الفريد و حكم و امثال و اشعار و كتاب الجامع و كتاب السياسه و كتاب مجموعة الخواطر و كتاب جاويدان خرد به فارسى و غير اين‌ها و رساله‌اى به نام لما ذا اخاف الموت و من اين رساله را به فارسى برگرداندم و رساله‌اى جداگانه خود نوشتم به نام چرا از مرگ بترسم و هر دو يك جا چاپ گرديد . ابن مسكويه در سال 421 درگذشت و در اصفهان مدفون گرديد . ابن مسكويه در نظم شعر بارع بود و از نظم اوست در مدح ابن العميد :
لا يعجبنك حسن القصر تنزله * فضيلة الشمس ليست فى منازلها لو زيدت الشمس فى ابراجها مائة * ما زاد ذلك شيئا فى فضائلها
ثعالبى در كتاب تتمة اليتيمه گفته كه : « در سالى كه عيد اضحى و عيد مهرجان باهم افتادند ابن مسكويه قصيدتى در مدح ابن عميد گفت و در تقارن آن دو عيد چنين آورد :
قل للعميد عميد الملك و الأدب * اسعد بعيديك عيد العجم و العرب هذا يشير بشرب ابن الغمام ضحى * و ذا يشير عشيا بابنة العنب
و در رديف آوردن عرب و عجم و ابن و ابنه و ضحى و عشيه ، نهايت لطف را به كار برده است و حقّ اين است كه گفته شود اشعار او سراسر لطف است و در اينكه بايد شعر متضمّن حكمت باشد گفته است :
و صانع الشعر لا يرضى سبيلته * حتّى يفرغها فى قالب الحكم
مسكى : منسوب است به مسكه وزان رشته و آن نام دو موضع است يكى قريه‌اى است در عسقلان و از آن قريه است ابو محمّد عبد اللّه ابن خلف بن رافع مسكى مصرى صاحب تاريخ مصر و اين تاريخ را خوب نوشت لكن فرصت نيافت تا آن را پاكنويس كند و از دنيا برفت و آن تاريخ را به عطّارى فروختند و عطّار دارو در اوراق آن پيچيد ! و ديگر دو قريه است نزديك رقّه به نام مسكة الكبرى و مسكة الصغرى .