بر او طعن زد و گفت : ابن كيسان دو مذهب را در هم آميخت و از آن دو مذهب ضابطهاى به دست نداد » . و ابن كيسان كتابها پرداخت ، از جمله : كتاب المهذب در نحو و كتاب غلط ادب الكاتب و كتاب الحقائق و كتاب البرهان و كتاب غريب الحديث و غير اينها و در سال 299 درگذشت .
كيسانيّه :
منسوب است به كيسان با همان ضبط سابق نام مملوك امام علىّ بن ابى طالب عليهما السّلام و كيسانيّه نام فرقهاى است از فرق شيعه كه امامت را پس از امام حسن و امام حسين خاصّ محمّد بن حنفيّه دانند و گويند او زنده است و در كوه رضوى ( نام كوهى است در مدينه ) پنهان است و به وقت خود بيرون آيد و عدالت را بر پا كند و ابو المعالى محمّد حسينى علوى در كتاب بيان الاديان گفته كه : « اينان چهار فرقهاند :
1 - مختاريّه ( اصحاب مختار بن ابى عبيد ثقفى ) .
2 - كربيّه ( اصحاب ابو كرب ضرير ) .
3 - اسحاقيّه ( اصحاب اسحاق بن عمر ) .
4 - حربيّه ( اصحاب عبد اللّه بن حرب ) » .
كيّس :
بر وزن سيّد نام كيّس بن ابى كيّس است در شمار محدّثان و لقب زيد بن حارث بن حارثة بن هلال نمرى است از نسبشناسان . و بعضى گويند :
« نام كيّس ، زيد بن حارثة بن زيد مناة بن تميم است » .
و ديگرى گويد : « كيّس لقب مالك بن شراحيل بن زيد بن حارث است » . و گويا تمام اينان نسبشناسان بودهاند با نامهاى مختلف و مسكين دارمى ، عبد الرحمن بن حسّان بن ثابت را مخاطب قرار داده و فخركنان گفته است :
و حكم دغفلا و ارحل إليه * و لا تدع المطى من الكلال
و عند الكيس النمرى علم * و لو امسى بمنخرق الشمال
و دغفل و كيّس هر دو از نسب شناسانند و كيّسه بر وزن سيّده نام كيّسة بن ابى بكر تابعى است .
كيشى :
منسوب است به كيش بر وزن ريش و آن نام جزيرهايست در خليج فارس و از اين جزيره است اسماعيل بن مسلم عبدى كيشى در شمار فقيهان و قاضيان و محدّثان و شمس الدّين محمّد بن حكيم كيشى در شمار افاضل اديبان و دانشمندان و معاصر خواجه نصير الدّين طوسى و صاحب رسالهء روضة المناظره در شرح رسالهء نفس خواجه نصير الدّين طوسى و رسالهاى در شرح اين شعر :
اقتلونى يا ثقاتى ان فى قتلى حياتي * فمماتى فى حياتي و حياتي فى مماتى
و در نظم شعر نيز توانا بود و از اوست :
اى باد صبحگاهى جانم همىفزايى * با ما نگويى آخر تا خود تو از كجايى
لطف است جمله خويت رمز است گفتگويت * بس آشنا است بويت مانا كه آشنايى
جسمت همه روان است بويت شفاى جان است * نزديك من چنان است كز كوى يار مايى
تا آخر غزل . وى در اصفهان زيست و ازآنجا به بغداد رفت و در مدرسهء نظاميّهء بغداد تدريس كرد و ديگر بار به اصفهان بازگشت و در سال 694 درگذشت .
كيميايى :
منسوب است به كيميا بر وزن بىريا و آن نزد قدما نام علمى است كه پارهاى از اجسام معدنى را به طلا و يا نقره تبديل كند و كيميايى كسى را گفتند كه آن علم را بداند و نزد دانشمندان متأخّر ، علمى است