و امّا چرا او را كياهراسى گفتند علّت آن را ابو بكر بن هبة اللّه حسينى ملقّب به مصنّف در كتاب طبقات الشافعيّة به اينگونه گفته است كه : « كيا در زبان فارسى به معنى بزرگ است و هراسى به معنى ترسان يعنى خائف بزرگ و چرا او را چنان لقب دادند ديگر بحثى از آن به ميان نياورده است » .
كيدرى :
منسوب است به كيدر وزان حيدر از قراى بيهق و از اين قريه است ابو الحسن محمّد ابن حسين بن حسن نيشابورى بيهقى كيدرى در شمار اعيان فقها و فضلاى اماميّه و معاصر قطب الدّين راوندى و شاگرد ابن حمزهء طوسى و صاحب كتاب الاصباح در فقه و كتاب حدائق الحقائق در شرح نهج البلاغة و در سال 576 از شرح آن فراغت يافت و كتاب كفاية البرايا فى معرفة الانبياء و الاولياء و كتاب مباهج المهج فى مناهج الحجج و اين كتاب را مولى حسن كاشفى تلخيص كرد و آن را بهجة المباهج ناميد و كتاب الدرر فى دقايق علم النحو و كتاب انوار العقول در اشعار امام علىّ بن ابى طالب عليهما السّلام و شايد جامع ديوان منسوب به امير المؤمنين عليه السّلام همان قطب الدّين كيدرى باشد و غير اينها از مصنّفات و نظمش نيز نيكو بود و از اوست :
أ غرك يوما ان يقال ابن فاضل * و أنت به حمد اللّه اجهل جاهل
فان زانك الفضل الذى قد بدا به * فقد شانه ان ليس يحظى بطائل
و إن لم يكن ذا الجهل عنك بزائل * إليك فذاك الفضل ليس بزائل
و سيّد على خان در طراز اللغة كيدر را با ذال نقطهدار ضبط كرده و در اين صورت معرّب كيدر است و صاحب كاشف اللثام آن را كندرى با نون آورده و گفته منسوب است به كندر و آن قريهاى است در نيشابور و قريهاى است در قزوين .
كيرانى :
منسوب است به كيران بر وزن پيران و آن قريهء بزرگى است ميان تبريز و بيلقان و از اين قريه است هندوشاه بن سنجر بن عبد اللّه نخجوانى صاحبى كيرانى از نويسندگان زبردست و از منشيان دربار مغول و چندى حكومت كاشان داشت و در پايان عمر به دربار نصر الدّين احمد بن يوسف شاه از اتابيكان لرستان پيوست و از اوست : كتاب منية الفضلاء فى تواريخ الخلفاء و الوزراء و ابن طقطقى آن را به فارسى ترجمه كرد و آن را تجارب السلف ناميد و در سال 724 از ترجمت آن فراغت يافت .
كيزانى :
منسوب است به كيزان بر وزن ميزان جمع كوزه و ابن كيزانى كنيت مشهور ابو عبد اللّه محمّد بن ابراهيم بن ثابت بن ابراهيم بن فرج كنانى است در شمار مقرئان و اديبان و صاحب ديوان شعر و بيشتر آن در زهد است و متوفّى 562 و شايد بعضى از نياكان او كوزهفروش و يا كوزهگر بودهاند و بدان مناسبت او را ابن كيزانى گفتند .
كيسان :
بر وزن پيمان از اعلام است به معنى غدر و مكر و نام چند تن صحابى است و ابن كيسان كنيت مشهور ابو الحسن محمّد بن احمد بن ابراهيم ابن كيسان است از اساطين علم نحو و شاگرد مبرّد و ثعلب و كسى است كه ميان مذهب كوفيّين و مذهب بصريّين جمع كرد امّا ميل خاطرش بيشتر به مذهب بصريّين بود .
ابو بكر بن مجاهد گفت : « ابن كيسان از مبرّد و ثعلبه به علم نحو داناتر است و ابو بكر بن انبارى