كوهى نمود و در سال 442 درگذشت و در دامن كوه مدفون گرديد و قبرش در دامن كوه شيراز تكيهگاه اهل نياز است و از اوست :
هركه را زلف چو زنجير تو ديوانه كند * ز آشنايان جهانش همه بيگانه كند
* * *
چو ختم آفرينش آدمى بود * به آخر نوع انسان آفريدند
* * *
دلا در بوتهء عشقش چو زر بگداز و صافى شو * و گرنه قلب مىمانى و آن صرّاف مىآيد
* * *
ز نور طلعت او سوخت هرچه موجود است * به غير زلف كه بر روى او نقاب شود
* * *
عاقبت سيل سرشكى ببرد بنيادش * هركه بر گريهء ارباب نظر مىخندد
* * *
كام دل هيچكس از لعل تو هرگز نگرفت * نام آن لب همه را كام و دهان مىسوزد
كهمس : بر وزن جعفر به معنى شير ، رخسار كريه ، شترى كه كوهانش بزرگ باشد و آن نام تيرهاى است در قبيلهء ربيعة بن حنظله و نام كهمس هلالى است از صحابه و نام كهمس بن حسن تميمى است از تابعى تابعين و ابو كهمس كنيت قاسم بن عبيد است از اصحاب امام صادق عليه السّلام .
كهيل :
وزان كميل نام كهيل بن عمارهء كوفى است از اصحاب امام صادق عليه السّلام و نام كهيل ازدى است از صحابه .
كياهراسى :
كيا بر وزن نيا به معنى بزرگ ، دلير ، خداوند ، لفظى است كه در آخر نامها آرند مانند : مير على كيا يعنى ميرزا على بزرگ و يا پهلوان و مير على كيا از سادات قزوين است در شمار شعرا از اوست :
اظهار درد دل بر دلدار چون كنم * ترسم ز خوى نازكش اظهار چون كنم
و گاه بر سر اسما و يا القاب آرند مانند :
كياهراسى و هراسى بر وزن اساسى و چرا او را كياهراسى گويند در پايان ترجمت آرم .
كياهراسى لقب عماد الدّين ابو الحسن علىّ بن محمّد طبرى است معروف به كياهراسى در اصل از مردم مازندران بود و در همان جا نزد اساتيد ، فقه و ادب آموخت و ازآنجا به نيشابور رفت تا از محضر امام الحرمين بهرهء دانش بيشتر برگيرد و در فقه و اصول و خلاف بارع گرديد و در گفتگوهاى علمى يد طولى داشت و در مناظره توانا بود و در مناظرات ، بيشتر احاديث به كار برد فكرش باز و بانگش رسا و رخسارش نيكو بود و ازآنجا به بيهق رفت و مدّتى در بيهق به تدريس پرداخت و سپس عازم بغداد گرديد و توليت مدرسهء نظاميّهء بغداد به او تفويض گرديد و در همانجا به تدريس مشغول شد تا در محرّم سال 504 درگذشت و قاضى القضات ابو الحسن دامغانى بر سر قبرش اين شعر خواند :
و ما تفنى النوادب و البواكى * و قد اصبحت مثل حديث امس
و ابو الطاهر شريف اين شعر خواند :
عقم النساء فما يلدن بمثله * إنّ النساء بمثله لعقيم