تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
فسونگر باشد و آن نام نياى ابو الحسن علىّ بن محمّد ابن عبّاس فسانجس است در شمار علماى اماميّه و صاحب كتاب المختلف و المؤتلف فى اسماء رجال العرب و كتاب الرد على المنجّمين و كتاب الرد على الفلاسفة و كتاب الرد على المنطق و كتاب الرد على اهل العروض و كتاب المنامات و غير اين‌ها .

فسوه :

بر وزن غمزه باد بىصدا كه از مخرج آيد و ابن فسوه عتبة بن مرداس تميمى است در شمار شاعران . گويند : « ابن فسوه كنيت مولاى او بود و هرگاه كسى او را ابن فسوه گفت ، برآشفت تا آنگاه كه عتبه روزى او را ابن فسوه خواند و برآشفتگى خاطر او افزود . عتبه گفت يك بز مرا ده و آن نام را بر من نه و بزى او را داد و مردم را گواه گرفت كه من آن نام را از او خريدم و ابن فسوه بر عتبه ماند و در اين‌باره گفت :
و خلف مولانا علينا اسم امه * الارب مولى ناقص غير زائد » .
فسوى : با فتح اوّل و دوّم منسوب است به فسا از شهركهاى فارس و از اين شهر است ابو القاسم زيد بن علىّ بن عبد اللّه فسوى فارسى در شمار اديبان و لغويان و شارح ايضاح ابو على فارسى و شارح حماسهء ابو تمّام و متوفّى 467 . نيز ابو عبد اللّه نصر ابن علىّ بن محمّد شيرازى فسوى معروف به ابن ابى مريم در شمار اديبان و خطيبان و فقيهان شيراز و شارح ايضاح ابو على فارسى و هم صاحب تفسير قرآن و متوفّى در حدود 570 . « 1 »

فسيل :

بر وزن امير به معنى نهال ، نيز شاخه‌اى كه از درخت گيرند و نشانند نام پدر صيفى ابن فسيل شيبانى است در شمار اصحاب امام علىّ ابن ابى طالب عليهما السّلام و از همراهان حجر بن عدى كندى و در مرج العذراء با حجر به فرمان معاويه كشته گرديد .

فشالى :

منسوب است به فشال بر وزن نهال از قراى زبيد در كشور يمن و از اين قريه است مسرور فشالى در شمار شاعران نيكوپرداز .

فشنى :

با فتح اوّل و دوّم منسوب است به فشنه از قراى بخارا و ابو زكريّا يحيى بن زكريّا بن صالح فشنى بخارى در شمار محدّثان به آن منسوب است . و بايد دانست كه قريهء فشنه را افشنه نيز گفته‌اند .

فصيحى :

با فتح اوّل و كسر دوّم منسوب است به كتاب فصيح ثعلب و آن لقب ابو الحسن علىّ بن محمّد بن على استرآبادى است مشهور به فصيحى ازاين‌روى كه كتاب فصيح ثعلب را بسيار درس داد در شمار اديبان و نحويان و از شاگردان عبد القادر جرجانى و استاد ابو نزار نحوى و حيص و بيص شاعر و مدرّس مدرسهء نظاميّهء بغداد پس از خطيب تبريزى امّا اين منصب بر او دير نپاييد و او را به تشيّع نسبت دادند و خود نيز آن را انكار نكرد و گفت : « من از فرق تا قدم شيعه‌ام » . و او را از منصب تدريس بر كنار كردند و ابو منصور موهوب ابن احمد جواليقى را بر جاى او نهادند امّا شاگردانش از او پاى نكشيدند و به منزلش رفتند و به استفادت پرداختند . فصيحى روزى به شاگردان گفت : « خانه‌ام كرايه است و نانم خريدنى ( كنايت از اينكه در برابر تدريسى كه كنم راتبه و وظيفه ندارم )
هامش
( 1 ) - و نيز يعقوب بن سفيان بن جوان فارسى فسوى مكنّى به ابو يوسف در شمار بزرگان حافظان حديث بود و از اوست : التاريخ الكبير المشيخة ( الأعلام / زركلى : 8 / 198 ) .