تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
و آمدن شما مرا به حرج اندازد ، برويد و از آن‌كس كه جاى مرا در تدريس گرفت بهره گيريد » . و در سال 516 درگذشت و از نظم اوست در تنهايى و گوشه‌گيرى خويشتن :
اللّه احمد شاكرا * فبلاؤه حسن جميل اصبحت مستورا معا * فى بين انعمه اجول خلوا من الاحزان خف * الظهر يقنعى القليل حرا فلا من لمخلوق * على و لا سبيل لم يشقنى حرص على * الدنيا و لا امل طويل سيان عندى ذو الغنى * المتلاف و الرجل البخيل و نفيت باليأس المنى * عنى فطاب لى المقيل و الناس كلهم لمن * خفت مثوبته خليل
نيز فصيحى تخلّص فصيح الدّين احمد بن محمّد خوافى است در شمار اديبان و شاعران و از مستوفيان دربار شاهرخ و بايسنغر و مؤلّف كتابى در تاريخ عمومى به نام مجمل فصيحى « 1 » و از نظم اوست :
جان اگر از ناتوانى بر لب آمد باك نيست * ناله‌ام از ضعف اگر بر لب نيايد چون كنم
* * *
خنده مىبينى ولى از گريهء دل غافلى * خانهء ما اندرون آبست و بيرون آفتاب

فضّال :

بر وزن عطّار كسى كه فضل بسيار دارد از اعلام است و نام جمعى از محدّثان و بنو فضّال حسن بن علىّ بن فضّال و فرزندانش احمد و على و محمّدند كه بر مذهب فطحى بودند مگر حسن كه مستبصر گرديد و اماميّه به روايات بنو فضّال عمل كنند .

فضاله :

بر وزن گشاده به معنى باقيمانده از اعلام است و نام جمعى از صحابه و محدّثان ، از جمله : فضالة بن ايّوب ازدى در شمار ثقات محدّثان اماميّه . « 2 »

فضّالى :

اين لفظ ممكن است با فتح و تشديد باشد منسوب به فضّال و ممكن است با ضمّ و تخفيف باشد منسوب به فضاله نام نياى شيخ محمّد شافعى استاد و آموزشگر ابراهيم باجورى در شمار متكلّمان و فاضلان و صاحب كتاب كفاية العوام فيما يجب عليهم من علم الكلام و رساله در لا إله إلّا اللّه و متوفّى 1236 .

فضيل :

بر وزن زبير مصغّر فضل از اعلام است و نام جمعى از صحابه و محدّثان ، از جمله : فضيل ابن عياض بن مسعود تميمى در شمار زاهدان مشهور و متوفّى 187 و ابن فضيل كنيت علىّ بن حسن بن فضيل بن مروان فارسى است در شمار كاتبان و صاحب كتاب الاصنام و ما كانت العرب و العجم تعبد من دون اللّه .
هامش
( 1 ) - فصيح خوافى در سال 777 تولّد يافت و در سال 845 درگذشت ( لغتنامه / دهخدا : 35 / 269 ) . ( 2 ) - و نيز فضالة بن عبيد مكنّى به ابو محمّد در شمار صحابيان بود ، در جنگ احد و فتح شام و مصر شركت داشت و در شام سكونت گزيد . معاويه او را سمت قضاى دمشق داد و در همان‌جا سال 53 درگذشت ( الأعلام / زركلى : 5 / 146 ) .