تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
و واعظان و از كسانى است كه بسيار سفر كرد و بسيار وعظ و اندرز داد . گويند : « مدّت هفتاد سال مردم را موعظت كرد » . و از نظم اوست :
إذا لم اصب اموالكم و نوالكم * و لم آمل المعروف منكم و لا البرا و كنتم عبيدا للذى انا عبده * فمن اجل ما ذا اتعب البدن الحرا
و در سال 449 در نيشابور از جهان رفت و ابو الحسن داودى او را به قصيدتى كه مطلعش اين است مرثيت گفت :
اودى الامام الحبر اسماعيل * لهفى عليه ليس منه بديل « 1 »
صابى : منسوب است به صابئه نام دينى كه گروهى چند آن را گردن گرفته‌اند و دربارهء آن دين سخن به اختلاف كرده‌اند كه آيا بر كيش نوح‌اند و يا بر آيين ستاره‌پرستى و يا در برابر اديان و كيش‌هايى كه تابع پيغمبرانند مانند مسلمين و يهود و نصارى و مجوس و سخن در اين‌باره جايى جداگانه خواهد و هم در معنى صابئه چه مسلّم نيست كه اين لفظ را ازچه‌روى عرب بر آن ملّت نهاد آيا آن لفظ را درست از معنى ملّت صابئه گرفت و يا اساسا لفظ بيگانه است كه آن را معرّب كرده‌اند . و ابن خلّكان نوشت كه : « صابى منسوب است به صامع بن متوشلخ ابن ادريس » . بنابراين شبهتى نيست در اينكه لفظ معرّب است . و بعضى ديگر نوشته كه : « صابى نزد عرب هرآن كسى است كه از دين قوم خود بگردد از اين روى قريش پيغمبر [ صلى اللّه عليه و آله ] را صابى گفتند » . بارى جاى اين رشته بحث اينجا نيست . و از آن فرقه است ابو الحسن ثابت بن سنان بن ثابت بن قره صابى فيلسوف و مهندس و هيوى و حاسب و طبيب و مورّخ شهير و صاحب كتاب التاريخ . ابن قفطى در تاريخ الحكماء نوشت كه اين تاريخ در جهان مشهور است و بيشتر از او كسى در تاريخ استقصاء نكرده است و از سال دويست و نود و چند آغاز كرد و به سال وفاتش 363 ختم كرد و هلال بن محسن بن ابراهيم صابى خواهرزاده‌اش بر آن تاريخ ذيلى نوشت و هرگاه اين دو تاريخ نبود حوادث تاريخى بسيارى در طول آن مدّت ندانسته مىماند . و نيز از اوست كتابى ديگر در اخبار شام و مصر و در سال 365 درگذشت و ابراهيم بن هلال صابى در مرثيتش قصيدتى گفت كه مطلعش اين است :
أ سامع انت يا من ضمه الجدف * نشيج باك حزين دمعه يكف
و نيز ابو الحسن ابراهيم بن هلال بن زهرون صابى حرّانى در شمار اعلام اديبان و مترسّلان و كاتبان و رياضىدانان و شاعران و بخصوص در انشاى رسائل يگانه عصر بود و در وصف سبك نثرنويسى و انشاى رسائل او سخنان بسيار گفته‌اند تا جايى كه شاعران نيز به ستايش آن نظم كرده‌اند مانند اين ابيات :
اصبحت مشتاقا حليف صبابة * برسائل الصابى ابى اسحاق صوب البلاغة و الحلاوة و الحجى * ذرب البراعة سلوة المشتاق طورا كمارق النسيم و تارة * يحكى لنا الاطواق فى الاعناق لا يبلغ البلغاء شأو مبرز * كتبت بدائعه على الاوراق
هامش
( 1 ) - و نيز احمد بن محمّد بن حسين السندى صابونى در شمار بزرگان محدّثان در مصر بود و متوفّى 349 ( لغتنامه / دهخدا : 31 / 14 ) .
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 474 | سيد على اكبر برقعى قمى