تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
و به سرعت در شهرت و رياست پيشرفت و در سال 1245 در محلّت بيدآباد اصفهان مسجد و مدرسهء بزرگى بنا كرد و هم مقبره‌اى براى خود و در سال 1260 درگذشت و در مقبره‌اى كه خود بنا كرد دفن گرديد .

شفروه :

در شقروه بيايد .

شفعله :

بر وزن مشعله نام پدر سنان بن شفعلهء اوسى صحابى است راوى حديث تزويج فاطمه به على عليهما السّلام .

شفقل :

با فا و بعد قاف بر وزن جعفر و ابو شفقل كنيت راوى اخبار و اشعار فرزدق شاعر است .

شقّانى :

با فتح اوّل و تشديد قاف منسوب است به شقّان از قراى نيشابور و ابو بكر محمّد ابن عبّاس بن احمد بن محمّد بن حسنويه شقّانى نيشابورى در شمار محدّثان بدان منسوب است .

شقده :

بر وزن سركه لقب عبد الرحيم بن مصطفى بن احمد دمشقى صالحى است در شمار اعلام ادب و شاگرد شيخ عبد الغنى نابلسى و صاحب كتاب تلخيص شذرات الذهب و متوفّى 1160 و شقده به معنى گياهى است شيردار و ندانستم از چه روى او را شقده گفتند .

شقران :

بر وزن غفران لقب صالح غلام پيغمبر صلى اللّه عليه و آله است كه از عبد الرحمن بن عوف او را خريد و بعضى برآنند كه عبد الرحمن او را به پيغمبر صلى اللّه عليه و آله بخشيد . نگارنده گويد : « چنين به نظر رسد كه شقران معرّب باشد نه عربى » . و نيز شقران لقب احمد بن علىّ قمّى است در شمار محدّثان خاصّه .

شقروه :

اين لفظ را يكى از افاضل اديبان عصر با فا ضبط كرد و آن را دهى از بلوك رودشت در جنوب شرقى اصفهان متّصل به خاك يزد دانست و سپس به ضبط آن پرداخت ( به فتح شين و فا و سكون راء و كسر واو و سكون ها ) و آنگاه نوشت : امروز هم در دفترهاى مالياتى شفروه يا شفرود مىنويسند و كفروه يا كفرود تلفّظ مىكنند . نگارنده گويد : « شفروه با فا بنا بر ضبط او و شقروه با قاف بنا بر ضبط غير يقينى من لقب شرف الدّين است كه سپس بيايد . و در صورتى كه نام ده باشد و مولد و يا موطن صاحب ترجمت ، شفروهى بايد نوشت به قياس نسبت نه شفروه و درست نيست نوشته و يا گفته شود مثلا جمال الدّين محمّد بن عبد الرزاق اصفهان بلكه اصفهانى ، همچنين شرف الدّين شفروه بلكه شفروهى . و آنچه به نظر رسد اين است كه اساسا شفروه نيست بلكه شقروه است مركّب از دو كلمهء شق به معنى راست و روه از مادّهء رفتن و معنى تركيبى آن چنين است : « راست‌رو » در برابر خم‌رو و كژرو . بارى شقروه لقب شرف الدّين محمّد بن فضل اللّه ابن هبة اللّه اصفهانى است در شمار اعلام شاعران و اديبان و معاصر با جمال الدّين عبد الرزاق و رفيع الدّين لنبانى و ستايشگر شاهان سلجوقى و اتابكان آذربايجان و هم در شمار واعظان و نويسندگان زبردست و صاحب كتاب اطباق الذهب و ديوان شعر و از نظم اوست :
دى كه پايش شكسته باد برفت * گل كه عمرش دراز باد آمد گل كه در جلوه آمد از سر شاخ * رنگ روى كسيم ياد آمد
* * *