تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١

شعيب و شعيث :

هر دو بر وزن زبير ، اوّل در آخر باى ابجد و دوّم در آخر ثاى سه نقطه از اعلامند . « 1 »

شعيرى :

با فتح اوّل و كسر دوّم منسوب است به باب الشعير در غربى بغداد و ابو شبل شعيرى در طبقهء شاعران ، مزاح‌گر و بذله‌گويان مشهور . و نيز ابو طاهر عبد الكريم بن حسن بن علىّ بن رزمه شعيرى در شمار محدّثان و متوفّى 569 بدان منسوبند . و نيز شعير نام موضعى است در بلاد هذيل و نيز شعيرى كسى را گويند كه چوب فروشد و دور نيست اسماعيل بن ابى زياد سكونى شعيرى در شمار محدّثان خاصّه منسوب به همان بلاد هذيل باشد .

شغبى :

منسوب است به شغب بر وزن شهر و آن نام دو موضع است يكى آبشخورى است ميان مصر و شام و ديگر مزرعه‌اى است پشت وادى القرى كه قبر زهرى در آن واقع است و گويا زكريّا بن عيسى شغبى مولى زهرى به موضع دوّم منسوب باشد .

شغر :

با شين نقطه‌دار و غين نقطه‌دار بنا بر ضبط علّامه در ايضاح الاشتباه لقب يزيد بن اسحاق ابن ابى السخف غنوى است در شمار محدّثان خاصّه . نگارنده گويد : « چنين به نظر رسد كه شغر با غين نقطه‌دار درست نباشد و صحيح آن شعر است با فتح شين نقطه‌دار و كسر عين بىنقطه به معنى پرمو ( كسى كه بر بدنش مو بسيار باشد ) » .

شغرانى :

اين لفظ را با غين نقطه‌دار نوشته‌اند و آن را لقب مردى از زيركان آورده‌اند كه اطّلاعات پنهانى داد و در غالب اخبار درست‌گويى كرد و سيّد مرتضى در جواب مسائل سلّاريه حكايتى از او نقل كرده و هم در ذيل آن حكايت نظر خود را نوشته است . نگارنده گويد : « چنين به نظر رسد كه شغرانى با غين نقطه‌دار نادرست است و درست آن شعرانى است » .

شفتى :

منسوب است به شفت بر وزن طشت از قراى گيلان و از اين قريه است سيّد محمّد باقر ابن محمّد تقى موسى شفتى گيلانى مشهور به حجّة الاسلام در شمار مشاهير فقيهان اماميّه و صاحب كتاب مطالع الانوار در فقه و كتاب تحفة الابرار و فوائدى در رجال و غير اين‌ها . حجّة الاسلام شفتى سال 1175 از مادر زاد و در سال 1192 به عراق رفت و در كربلا از استاد اكبر و صاحب رياض و در نجف از علّامهء طباطبايى بحر العلوم و كاشف الغطاء و در كاظمين از مقدّس اعرجى استفادت كرد و در سال 1200 به قم كوچيد و مدّت شش ماه از ميرزاى قمّى كسب دانش كرد و سپس به كاشان رفت و مولى مهدى نراقى را بديد ازآنجا به اصفهان رفت و بار زيستن گشود
هامش
انا ابن الاكارم من نسل جم * و حائز ارث ملوك العجم . . . فقل لبنى هاشم اجمعين * هلموا إلى الخلع قبل الندم . . . فعودوا إلى ارضكم بالحجاز * لاكل الضباب و رعى الغنمو از ديگر مؤلّفين شعوبى ، ابو عثمان سعيد بن حميد بختگان و هيثم بن عدى و سهل بن هارون دشت ميشانى و علان شعوبى و بسيارى ديگر از ميهن‌پرستان ايرانى كه در مثالب عرب و تفضيل بر عرب كتابها نوشتند ( لغتنامه / دهخدا : 30 / 410 ) . ( 1 ) - شعيب : نام پيغمبرى از بنى اسرائيل و پدرزن حضرت موسى عليه السّلام و ملقّب به خطيب الانبياء ( لغتنامه / دهخدا : 30 / 411 ) .
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي ) — صفحة 451 | سيد على اكبر برقعى قمى