و هل ناصرى صبرى و دمعى خاذلى * و هل منقذى عزمى و دمعى مغرقى
و در حدود سال 470 درگذشت . و نيز ابو الوليد ابان بن عثمان بن سعيد بن بشر بن غالب ابن فيض لخمى شذونى در شمار اديبان و لغويان و شاعران و متوفّى 377 . و نيز ابو الحكم منذر ابن عمر بن عبد العزيز شذونى در طبقهء متكلّمان و اديبان و شاعران و متوفّى 234 .
شراباتى :
بر وزن خراباتى در زبان مردم شام كوزهگر را گويند و آن لقب عبد الكريم بن احمد ابن علوان بن عبد اللّه شراباتى دمشقى است در شمار فاضلان و اديبان و محدّثان و صاحب كتاب انالة الطالبين لعوالى المحدّثين و متوفّى 1178 .
شرابى :
بر وزن كبابى به معنى سقّاست ( آبدهنده ) و ابن شرابى كنيت مشهور ابو عبد اللّه احمد بن علىّ بن محمّد شرابى رمّانى است در شمار اديبان و نحويان و متوفّى 415 .
شراحيل :
بر وزن قناديل نام جمعى از صحابه و محدّثان است . « 1 »
شراره :
بر وزن نهاده به معنى پارهء آتش كه بجهد و ابن شراره كنيت مشهور ابو الخير حلبى است كه در فنّ طبابت و ادب ، هر دو ماهر بود و در آغاز از رهگذر طبابت معيشت كرد و سپس به معزّ الدوله ثمال بن صالح كلابى پيوست و در سلك كاتبان و مترسّلان او درآمد و ازآنپس كه معزّ الدوله از حكمرانى حلب برافتاد و رضوان
فرزند تاج الدوله بهجاى او نشست همچنان ابن شراره بر منصب خود بپاييد تا آنگاه كه رضوان او را به پذيرفتن دين اسلام تكليف كرد و ابن شراره نپذيرفت و رضوان در خشم شد و او را به زخمى منكر بيازرد و حكيم به انطاكيّه رفت و ازآنجا نيز به شهر صور كوچيد و در آنجا بزيست تا در سال 490 درگذشت . و از اوست كتاب خريدة الحكمة در علم بديع و آداب خطّ و كتابى در تاريخ حلب و كتابى در تراجم اطبّاى معاصرين و كتابى در شرح حميّات ( تبها ) و غير اينها .
شرّام :
با فتح و تشديد بر وزن حمّام به معنى شكافنده و ابن شرّام كنيت احمد بن محمّد بن احمد بن سلمة بن شرّام غسّانى است از مشاهير نحويان شام و از شاگردان ابو القاسم زجاجى و ابو بكر خرائطى و متوفّى 387 .
شرجى :
منسوب است به شرجه بر وزن صرفه و آن نام موضعى است در ناحيت مكّه و از آنجاست زرزر « 2 » بن صهيب شرجى كه سفيان بن عيينه از او حديث كرد . نيز عبد اللطيف بن ابى بكر بن احمد بن عمر شرجى زبيدى از اعلام ادب و ناظم مقدّمهء ابن بابشاذ و شارح كتاب ملحة الاعراب و مقدّمهاى در علم نحو و متوفّى 802 .
شرحبيل :
با ضمّ اوّل و فتح دوّم و سكون حاى بىنقطه و كسر باى ابجد و سكون يا از اعلام عرب است و نام جمعى از صحابه .
هامش
( 1 ) - از جمله : شراحيل بن مرّة و شراحيل جعفى كه اوّلى صحابى و دوّمى محدّث است ( لغتنامه / دهخدا :
30 / 298 ) .
( 2 ) - زرزر : با ضمّ هر دو زاى نقطهدار و سكون هر دو راى بىنقطه بر وزن قنفذ ( مؤلّف ) .